انتخاب، فرصتی برای یادگیری یا ابزاری برای سرزنش؟!

انتخاب درست

انتخاب، فرصتی برای یادگیری یا ابزاری برای سرزنش؟!

نویسنده: خانم حمیده هادیان – روان‌تحلیلگر
همه­‌ی ما در تجربیات گذشته­‌ی زندگی­مون انتخاب­‌هایی داشتیم که بعضی­‌هاشون رو دوست داشتیم اما بعضی­‌هاشونو نه. یکسریاشون پیامدهای خوشایندی برامون داشتن و یکسری دیگر نه.

معمولاً انتخاب­‌هایی که خوشایند بودند و انتخاب درست بودند خیلی یادمون نمی­‌مونه یا مرکز توجه‌مون نیستند، اما انتخاب­‌هایی که اسمشونو میذاریم “اشتباه” همیشه جلوی چشمامون هستن. گاهی کارهایی کردیم که الآن پشیمونش هستیم و گاهی کارهایی رو نکردیم و پشیمونی الآنش رو داریم و نگران اینکه نکنه آینده هم همین اتفاق برامون مرور بشه.

تو این متن می‌خوام از انتخاب­‌های دیروز، تا پشیمونی امروز و نگرانی‌های فردا بگم. همراهم باشید.

دیروز؛

بیایید با هم نگاهی بندازیم به گذشته و زمانی رو به یاد بیاریم که تازه شروع به نگارش کرده بودیم. وقتی از کلاس سوم ابتدایی شروع کردیم به نوشتن انشاء، تلاشمون این بود که با دایره­‌ی لغاتی که اون موقع داشتیم، جمله‌هایی که بلد بودیم بسازیم، و با تجربیات و دانشی که اون موقع داشتیم بهترین انشائی که می‌شد و می‌تونستیم رو بنویسیم؛

یا بیاید به یاد بیاریم دست‌خطمون رو تو اولین دفتر مشقمون تو کلاس اول دبستان؛ اون موقع ما تازه شروع به نوشتن کرده بودیم، تو اولین دفتر مشقمون تازه مهارت نوشتن پیدا کرده بودیم. طبیعی بود که نرم و روون ننویسیم و یک کلمه‌مون بزرگ بشه و یک کلمه کوچک. قطعاً اولین دفتر مشق ما تو اول دبستان با اولین دفتر مشق تو کلاس دوم و اولین دفتر تو کلاس سوم، خیلی با هم فرق داشتن. بنظرتون چرا؟

برگه‌های امتحان ریاضی سال‌های دبستان رو چی؟ یادتون هست؟ اون موقع که تازه جمع و تفریق و ضرب و تقسیم و تناسب رو یاد­گرفته بودیم، تجربه‌مون به اندازه‌ی همون دو یا سه یا چندسالی بود که تازه ریاضی یادگرفته بودیم، تجربه‌مون به اندازه همون تعداد مساله‌هایی بود که تو چند سال دبستان خونده بودیم، طبیعی هم بود که تو کلاس دوم دبستان نمی‌تونستیم مسائل ریاضی کلاس سوم رو حل کنیم! حالا چرا؟ چون هم مغزمون به اندازه‌ای رشد نکرده بود که تجزیه و تحلیل­‌های سطح بالاتر رو بتونه انجام بده، هم مهارت حلش رو کسب نکرده بودیم و هم تمرین و تجربه‌­اش رو نداشتیم.

این مثال‌های ساده رو دیدین؟ همه‌ی تجربه‌های ما همین روند رو دارن، یعنی ما در لحظه‌­ی تجربه‌ کردن تجرب­مون بر مبنای امکانات، اختیارات، احساسات و شناختی که در اون زمان داشتیم سعی کردیم بهترین ارائه یا انتخاب رو داشته باشیم. اون زمان من با توانایی، مهارت، تجربه و دانشی که داشتم سعی کردم انشای خوبی بنویسم، دستخطم خوب باشه و مسائل ریاضی­مو خوب حل کنم؛ وقتی هم بزرگ شدیم داستان همین بوده و هست: اون زمان (یعنی گذشته یا هر زمانی قبل از زمان حال) من با میزان تجربه‌ای که داشتم، معیارها، دانش و مهارت­‌هام، فلان شخص رو به عنوان دوست یا شریک عاطفی انتخاب کردم، فلان رشته رو انتخاب کردم، فلان ماشین رو خریدم، فلان سرمایه گذاری رو کردم، و … . اما الان چی؟ انتخاب دیروزم رو چطور می­‌بینم؟

تصمیم درست

از دیروز به امروز

همونطور که وقتی کلاس چهارم رفتیم، حل کردن مساله‌های کلاس سوم برامون راحت‌تر شد چون تمرین و دانش و تجربه و مهارتمون بیشتر شد، وقتی الآن هم یک انتخاب می‌کنیم دقیقاً همین اتفاق می‌افته: انتخاب امروز، مسئولیت داره و پیامدهایی برای فردا که کلی اطلاعات به ما میده از خودمون، شرایطمون، معیارها و انتخابمون. انتخاب دیروز هم همینه؛ ما با انتخاب دیروز و تجربه­‌ی پیامدهاشه که دانش و تجربه­­‌ی امروز رو داریم.

مساله بنظر خیلی ساده میاد و شاید بگیم که همه­‌ی اینا رو می‌دونیم، اما … انگار نه، یا نمی‌دونیم یا نمی‌بینیم و یه چیزایی یادمون میره.می‌دونی چرا؟
چون خودمون رو امروز برای انتخاب دیروز سرزنش می‌کنیم! و یادمون میره که منِ سال 1400، منِ سال 1401 نیست! منِ 1401، همون منِ 1400 هست اما به علاوه‌ی کلی تجربه، کلی دیدن و شنیدن! می‌بینی انگار اینو یادمون میره! یا نمی‌بینیم یا خیلی راحت از کنارش می‌گذریم!

بیا عنوان بعد رو بخونیم تا بهتر با این موضوع انتخاب دیروز و سرزنش اون در امروز آشنا بشیم.

امروز: سرزنش انتخاب دیروز

“کاش بیشتر حواسمو جمع می­‌کردم و نشانه­‌هایی که دیده بودمو جدی می­‌گرفتم؛ کاش همه سرمایمو روی این کار نمی­‌ذاشتم؛ کاش به حرفش گوش می‌دادم/ نمی­‌دادم و …”

تو قسمت­‌های قبل و توی مثال­‌ها دیدیم که مساله­‌ی ریاضی کلاس چهارم رو نمی‌شه به دانش‌­آموز کلاس سوم داد و ازش انتظار داشت که بتونه بدون خطا حلش کنه چون هنوز آموزش ندیده و در اون زمینه مهارت نداره؛ علاوه بر این، دیدیم که هر تجربه­‌ای دانشی رو به همراه داره و چیزی به اطلاعات قبلی ما اضافه می‌کنه یا مهارتی رو در ما تقویت می‌کنه؛ اما چرا انقدر سخته که بپذیریم حق داریم در هر تجربه اشتباه کنیم و چرا راحت خودمون رو با دانش امروز به خاطر انتخاب دیروز که با ذخیره­‌ی دانش و تجربه­‌ی اون زمانمون بوده سرزنش می‌کنیم؟ چرا یادمون میره که من همون موقعی که انتخاب کردم فکر می­‌کردم انتخابم انتخاب خوبیه، من اون زمان با کلمه‌ها و دستورهایی که بلد بودم انشای زندگی­مو نوشتم، اون موقع با شرایط و امکانات و اختیاراتم انتخاب کردم!

از طرفی وقتی من یه چیزی رو انتخاب می­‌کنم پس نمی‌­تونم همزمان چیز دیگری رو در اون زمینه انتخاب کنم چون هر انتخابی هزینه فرصتی داره. گاهی نتیجه­‌ی انتخاب­‌هامون با اون چیزی که انتظارشو داشتیم فاصله داره و گاهی هم نتایج سخت یا دردناکی داشتن طوری‌که بعدش مدام با خودمون تکرار کردیم که “کاش اونکارو نمی‌کردم/می‌کردم”، “کاش این اشتباهو مرتکب نمی‌شدم”، “کاش می‌شد برمیگشت، آخه این چه کاری بود کردم؟” اما یه چیزی:

یادمون باشه، من از دیروز به امروز اومدم و الآن که نتیجه رو دیدم، راه و چاه رو شناختم، اطلاعاتم بیشتر شده، تجربه­‌ام بالاتر رفته و … دارم برچسب “اشتباه” به انتخابم می‌­زنم، در حالیکه دیروز نظرم این نبود. من با دانش امروز دارم از کار دیروزم غلط املایی می­‌گیرم، اما آیا این منصفانه است واقعاً؟

نمی‌گم بده که ما انتخاب­‌هامونو بازبینی کنیم و ازش یاد نگیریم. یا اگر دیدیم که انتخابمون پیامد ناخوشایندی داشت اون رو جبران نکنیم، مشکل اینجاست که ما معمولاً انتخاب­‌هامونو برای سرزنش کردن خودمون مرور می­‌کنیم نه برای یادگرفتن ازشون! انگار ما انتخابامونو مرور می‌کنیم تا فقط ازشون غلط بگیریم و بعدش خودمون رو برای اون غلط‌های املایی و انشایی سرزنش کنیم! مرور می‌کنیم تا به خودمون مهر “شکست خورده” بزنیم و به چشم یه آدم پر اشتباه به خودمون نگاه کنیم که “اه، من همش خرابکاری می­‌کنم”.

انتخاب درست

اگه ما انتخابامونو نگاه می‌­کنیم، از شکستش غمگیم می‌شیم و با پذیرش پیامدش می‌خوایم تحلیلش کنیم که خب، خیلی هم خوبه، اما متاسفانه اغلب با مرور گذشته، ناخودآگاه به خودمون با بی‌رحمی و البته غیرمنصفانه حمله می‌کنیم!

اگه سرزنش نکنم خودمو، پس چی کار کنم؟

بیاید دوباره با هم این‌ها رو ببینیم:

  • من با سواد سوم دبستان برگه‌ی امتحان ریاضی آخر سال رو جواب دادم، همینطور با سواد سال 1400‌ام انتخاب‌های اون سال رو انجام دادم. آیا منصفانه است که خودِ گذشته‌­ام رو با سواد خودِ 1401 سرزنش کنم؟
  • هر انتخابی دو سمت موفقیت و عدم موفقیت داره و انتخاب من هم جدای ازین قاعده نیست. حالا من می‌خوام هی خودمو بزنم که چرا انتخابی رو کردی که موفقیتش کم بود یا ناموفق بود؟
  • همه­‌ی آدم‌ها انتخاب می‌کنند، و هر انتخابی یا موفقه یا ناموفق، پس شکست می‌تونه برای هرآدمی اتفاق بی‌افته و نه فقط من!
  • و طبیعیه که وقتی انتخابمون اون نتیجه­‌ای رو که می‌خواستیم نداره، اذیت می‌شیم یا درد می­‌کشیم، اما آیا می‌خوایم درد الآنمون رو با سرزنش خودمون و نمک به زخم خودمون پاشیدن بیشتر کنیم؟

اما یه سوال: وقتی من با چکش “چرا” شروع می­‌کنم به ضربه زدن به خودم، یعنی وقتی امروز خودمو بابت دیروز سرزنش می­‌کنم یا وقتی با ای­کاش ها فقط افسوس دیروزم رو می‌خورم، آیا واقعاً زمان و توانی برای پرداختن به امروز می‌مونه؟ آیا این حجم از سرزنش‌ها برای انتخابی که من در زمان خودش فکر می­‌کردم مناسبه، می‌­تونه من رو کمک کنه تا انتخاب‌های بهتری در حال یا فردا داشته باشم و مساله‌های بعدی رو بهتر حل کنم یا اونقدر خلقمو پایین میاره و احساس بدی نسبت به خودم پیدا می‌کنم که درجا می‌زنم و جا می‌مونم؟ یا در بهترین حالت، با همون روند سابق حال و آینده‌ام رو طی می­‌کنم و فردای من می‌شه همون گذشته، حالمم که همون گذشته و افسوس گذشته است! اینطوری دیگه نه امروزی هست و نه فردایی، فقط دیروز هست و دیروز!

فردا

فردا واقعاً چه شکلیه؟!

می‌شه به­ هم نشون بدیم که آینده‌­مون چه شکلی می‌شه؟ می‌شه پیش­‌بینی بکنیم که قراره چه اتفاقاتی فردا حتماً برامون بیافته و چجوی قراره بیافته تا بتونیم یک راه حل قطعی براش پیدا کنیم؟ نکنه من همین اشتباهات امروز رو فردا هم دوباره تکرار کنم؟ نکنه از پسش برنیام؟ نکنه دوباره شریک عاطفی نامناسبی انتخاب کنم؟ نکنه دوباره سرمایمو از دست بدم؟ و یه سوال ساده‌تر: نکنه سوالای ضرب و تقسیم کلاس سوم رو دوباره تو کلاس چهارم و پنجم اشتباه حل کنم؟!

آینده واقعا چه شکلیه؟!

واقعیت اینه که نمی‌دونیم و خوش بحال کسی که بدونه! ما فقط می‌تونیم پیش­‌بینی کنیم تا مهارت‌های لازم رو به­‌دست بیاریم. فقط می‌تونیم حدس بزنیم با توجه به مباحث کتاب ریاضی، چه سوالایی تو امتحان فردا میاد تا براش امروز تمرین کنیم، همین، نه بیشتر! فقط می‌تونیم ببینیم همین الان تو چه مباحثی اشکال داریم؟ مساله‌ها رو چطوری حل می‌کنیم؟ کجای کارمون همین الآن ایراد داره؟ بعد بیایم ببینیم می‌خوایم ایرادات‌مونو رفع کنیم یا نه؟
ما نمی‌دونیم در آینده چه سوالاتی تو امتحان میاد، ما فقط می‌تونیم ببینیم الان تو چه سوالاتی اشکال داریم تا بیشتر تمرین کنیم که اگه ازون مباحث سوال اومد نتیجه­‌ی مورد نظرمونو بگیریم. هرچند اگه همین چیزی که الآن هستیم رو کافی می­‌دونیم اشکال نداره دیگه، با همینی که هستیم می­ریم تو امتحان آینده و خب، طبیعتاً نتیجه­‌اش هم متناسب با تمرین و مهارت الآنمونه.

من فقط می‌تونم ببینم امروز چیِ اون انتخابِ دیروز اذیتم می‌کنه و مبنای انتخاب دیروزم چی بود، پیامدش چی هست و اینکه آیا می‌خوام با انتخابی ازین دست همچنان این نتیجه رو فردا هم به­ دست بیارم یا نه؟ و اگه نمی­‌خوام، بیام امروز فرآیند انتخاب دیروز رو در همین امروز ببینم تا فردا انتخابی با آگاهی داشته باشم که رضایت بیشتری ازون داشته باشم. به قول سعدی شیرازی:

سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست

در میان این و آن، فرصت شمار امروز را

نوجان کلینیک با داشتن درمانگران مجرب همیشه در کنار شما خواهد بود و شما می‌توانید برای مشاوره آنلاین درباره انتخاب درست و یا روش‌های درست انتخاب کردن از طریق لینک زیر با ما در ارتباط باشد.

ارتباط با نوجان کلینیک

1 دیدگاه ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

×
واتس آپ