برای تو که در ابتدای مهاجرت هستی

مهاجرت

فهرست مطلب

برای تو که در ابتدای مهاجرت هستی

زمانی که از هویت فرهنگی و اجتماعی خود فاصله می‌گیرید و به مکانی با جغرافیای متفاوت مهاجرت می‌کنید، ذهن و بدن شما دستخوش تغییرات روانی و فیزیولوژیک خواهد شد. این وضعیت که به “شوک ناشی از انتقال” معروف است، به دلیل تغییر محیط آشنا، باعث ایجاد احساس گم‌گشتگی و از دست دادن در فرد می‌شود.
در این شرایط، فرد نمی‌داند در محیط جدید چه باید کرد، چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است و در نتیجه ممکن است بعد از مهاجرت علائم زیر را تجربه کند:
نگرانی شدید درباره تمیزی و سلامتی، احساس درماندگی و دوری، کناره‌گیری از محیط اجتماعی، تحریک‌پذیری، خشم، خیره شدن به یک نقطه، میل به بازگشت به خانه و بودن در کنار دوستان قدیمی، واکنش‌های بدنی به استرس، وابستگی به یک عادت یا رفتار خاص، افکار خودکشی یا افکار مرتبط با مرگ، پرخوابی یا کم‌خوابی، خوردن و نوشیدن افراطی و افزایش وزن، و خصومت نسبت به ملیت میزبان.

در فرایند گذار از این شوک چهار مرحله یا فاز روانی را طی خواهی کرد که در ادامه به آن‌ها می پردازیم ،این موارد در واقع مراحل بعد از مهاجرت می‌باشد که در طی گذر زمان برای شما اتفاق می افتد:

فاز اول: ورود به کشور جدید بعد از مهاجرت

این فاز با ورود به کشور جدید آغاز می‌شود. در طول هفته‌های اول بعد از مهاجرت کردن، معمولاً مجذوب جاذبه‌های فرهنگ جدید از جمله فضای زندگی شهری، سیستم حمل و نقل، عادات مردم محلی، و غذاهای جدید می‌شوید. با شهروندان ارتباط برقرار کرده و به افراد خارجی که با شما مودبانه صحبت می‌کنند، جذب می‌شوید. این دوره پر از دیدن و کشف موضوعات جدید است، اما مانند هر دوره دیگری، به پایان خواهد رسید.

پذیرش کامل محیط جدید بعد از مهاجرت

فاز دوم: آشنایی اولیه با محیط جدید

این فاز معمولاً پس از گذشت چند هفته بعد از مهاجرت آغاز می‌شود. به تدریج تفاوت‌های بین فرهنگ قبلی و جدید آشکار می‌شود و این مسئله می‌تواند اضطراب‌زا باشد. شکاف بین نسلی، تفاوت در دسترسی به فناوری، چالش‌های مرتبط با صحبت کردن به زبان جدید، تفاوت در رعایت بهداشت عمومی، دسترسی به غذا و کیفیت آن، و … همه این عوامل احساس جدا شدن از محیط اطراف را تشدید می‌کنند.
همزمان که انتقال به یک محیط جدید می‌تواند فشار زیادی بر مهارت‌های ارتباطی وارد کند، سختی‌های دیگری نیز در پیش رو قرار دارد از جمله برهم خوردن ریتم شبانه‌روزی خواب، انطباق فلور روده و معده به یک سطح متفاوت و در نتیجه ایجاد اختلالات گوارشی، انطباق با کیفیت جدید آب و غذا، دشواری در پیگیری برای درمان بیماری، حذف حمایت خانواده، تغییر کیفیت محل زندگی و… .

با این حال، مهم‌ترین تغییر در این دوره سبک ارتباطات است. شما با یک فرهنگ جدید مواجه شده‌اید و در نتیجه احساس تنهایی و دلتنگی برای خانه خواهید داشت زیرا هنوز به محیط جدید بعد از مهاجرت عادت نکرده‌اید و با افرادی مواجه‌اید که برایتان آشنا نیستند. از طرفی، چالش‌های صحبت کردن به زبان جدید یکی از مهم‌ترین موانع برای شکل‌گیری روابط جدید خواهد بود زیرا همزمان باید به علائم و اصطلاحات فرهنگی خاص، لهجه‌ها، و سرعت کلام در مکالمه توجه کنید که همه این عوامل سطح احساسات ناخوشایند را در این فاز افزایش می‌دهد.

شما می‌توانید قبل از خواندن ادامه مطلب و یا پس از خواندن کامل مطلب در صورت تمایل اگر دسترسی به یوتیوب دارید ویدیو زیر را از خانم دکتر محمدی نسب در مورد اینکه مهاجرت با روان ما چه میکند ببینید. این ویدیو بسیار ویدیو خوبی برای شمایی هست که می‌خواهید مهاجرت را تازه شروع کنید و بعد از آن می‌توانید ادامه مطلب را بخوانید:

برای دیدن ویدیو در توتیوب کلیک کنید

فاز سوم: خو گرفتن با فرهنگ و آداب و رسوم

فاز شوم بعد از شش تا دوازده ماه بعد از مهاجرت شکل می‌گیرد. معمولاً با فرهنگ جدید خو گرفته و روتین‌های جدیدی برای خود ایجاد می‌کنید. در موقعیت‌های مختلف می‌توانید پیش‌بینی کنید که چه انتظاراتی باید داشته باشید و کشور میزبان دیگر به اندازه گذشته احساس تازگی نخواهد داشت. در این مرحله شروع به بازسازی زندگی می‌کنید و اوضاع به حالت نرمال‌تری بازمی‌گردد.
ممکن است گاهی دوباره دچار احساس ناامیدی و غمگینی شوید، اما از آنجا که قبلاً نیز با این احساسات روبه‌رو شده‌اید، این بار راحت‌تر می‌توانید با آنها کنار بیایید. در این شرایط شروع به حل مسئله برای کنار آمدن با مشکلات در فرهنگ جدید می‌کنید و دیدگاه مثبت‌تری به فرهنگ جدید پیدا می‌کنید. واکنش‌های منفی نسبت به فرهنگ کشور جدید کاهش می‌یابد زیرا متوجه می‌شوید که خودتان نیز تغییر کرده‌اید و دیگر آن فرد سابق نیستید.

مراحل مهاجرت

فاز چهارم: پذیرش کامل محیط جدید بعد از مهاجرت

در نهایت، در این فاز به راحتی می‌توانید در فرهنگ میزبان شرکت کنید. البته این به معنی تبدیل شدن به یک شخص کاملاً متفاوت نیست. بسیاری از خصوصیات اولیه‌ای که از فرهنگ قبلی داشته‌اید را حفظ می‌کنید، مانند زبان و لهجه، اما همزمان وجودتان برای ادغام دو فرهنگ گسترش می‌یابد و جایگزین شوک فرهنگی می‌شود.

اما این پایان ماجرا نیست؛ اگر تصمیم به بازگشت به کشور سابق خود بگیرید، ممکن است دچار شوک فرهنگی معکوس شوید و احتمالاً علائمی که تا به حال گفته شد را مجدداً تجربه کنید. این مسئله به دلیل نیاز به سازگاری مجدد جسمی و روانی با فرهنگ اولیه است و معمولاً تجربه این احساس بسیار سخت‌تر و شوک‌آورتر خواهد بود؛ به طوری که در بدو ورود به سرزمین اولیه، مجدداً احساس گم‌گشتگی و بیگانگی کنید.

پذیرش صحیح فرهنگ جدید بعد از مهاجرت

متأسفانه، همه افراد این مسیر را تا به انتها به درستی طی نمی‌کنند. برای برخی، پذیرش فرهنگ جدید بعد از مهاجرت بسیار دشوار است. آنها خود را از محیط کشور جدید منزوی می‌کنند، تنها به گروه‌های هم‌زبان خود ملحق می‌شوند و به ساکنین کشور جدید به چشم دشمن نگاه می‌کنند.
این احساسات موجب بازگشت به فرهنگ اولیه می‌شود و به عنوان تنها راه فرار به شدت به فرهنگ گذشته می‌چسبند. این افراد پس از بازگشت به کشور خود نیز مشکلات زیادی برای ادغام مجدد با فرهنگ اولیه خواهند داشت. از طرفی، برخی افراد مسیر افراطی را پیش می‌گیرند و به طور کامل با فرهنگ جدید ادغام می‌شوند، تمام جنبه‌های فرهنگ کشور جدید را جذب کرده و هویت مربوط به فرهنگ قبلی را از دست می‌دهند. هر دو الگو می‌تواند آسیب‌رسان باشد و نیاز به تعدیل دارد.

به طور کلی، بهتر است افراد با جنبه‌هایی از فرهنگ میزبان که به نظرشان مطلوب است، منطبق شده و آن را به هویت خود اضافه کنند و در عین حال بخش‌هایی از فرهنگ داخلی شده قبلی را نیز حفظ کنند. به این ترتیب، یک ترکیب فرهنگی منحصر به فرد در وجودشان شکل می‌گیرد. با شکل‌گیری چنین هویت منسجم و منعطفی، این افراد دشواری کمتری برای بازگشت به سرزمین قدیم یا نقل مکان به سرزمین دیگری خواهند داشت. این افراد هویتی بین‌فرهنگی خواهند داشت.

در نهایت، باید توجه داشت که شوک فرهنگی ناشی از مهاجرت از نظر زمان و شدت علائم برای افراد متفاوت است. برخی افراد به طور کامل با این علائم فلج می‌شوند و نمی‌توانند تشخیص دهند چه چیزی آنها را آزار می‌دهد. در این شرایط، استفاده از سیستم‌های حمایت روانی بسیار ضروری است تا فرآیند سازگاری هرچه سریع‌تر شکل بگیرد. اما باید توجه کرد که علیرغم درد ناشی از تغییر فرهنگ، این موقعیت فرصت مناسبی است تا فرد مسیر زندگی‌اش را بازتعریف کند و دیدگاهی جدید برای رشد شخصی و اجتماعی خود بیافریند. این شوک می‌تواند به درک بهتر از خود و شکوفایی خلاقیت کمک کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

×
واتس آپ