بهبود رابطه با شریک عاطفی
آیا تا به حال در رابطهای بودهاید که احساس کنید هر چه بیشتر تلاش میکنید، کمتر درک میشوید؟ شاید ساعتها با هم حرف زدهاید، اما هنوز از گفتن آنچه در دلتان است خودداری میکنید. آیا ممکن
است تنها با چند تغییر کوچک در شیوه بیان خواستههایتان، کیفیت رابطهتان به کلی دگرگون شود؟ برای چگونگی بهبود رابطه با شریک عاطفی با ما همراه باشید.
اهمیت مهارتهای ارتباطی در بهبود رابطه با شریک عاطفی
تحقیقات بسیاری نشان دادهاند که برای داشتن رابطۀ عاطفی پایدار، نیاز داریم به مهارتهای ارتباطی مناسب و سالم مجهز باشیم. در بسیاری موارد، روابط تضعیف میشوند فقط به خاطر اینکه دو طرف از مهارتهای ارتباطی مناسبی بهره نمیبرند. در این زنجیرۀ مطالب پیرامون مهارتهای ارتباطی، به شما کمک میکنیم تا ارتباط خود با شریک عاطفیتان را بهبود دهید. در بخش اول، به چند اصل مهم در ارتباط عاطفی و بهبود آن میپردازیم. این اصول در سه بخش صبحت کردن، گوش دادن و گفت و گو ارائه میشوند. در بخش صحبت کردن، چند اصل مهم و اساسی عبارت هستند از:
- به زبان آوردن خواستهها.
- بیان کردن احساسات
- پرهیز از حریمشکنی
- اجتناب از آلوده کردن فضای ارتباطی


این بخش، قسمت اول از سلسله مطالب ما در کلینیک روانشناسی نوجان برای شما همراهان عزیز است که در آن به طور مختصر به کاربردی ترین تکنیکهای بهبود رابطه با شریک عاطفی، اشاره میکنیم
اصل اول در صحبت کردن: خواستههایتان را به زبان آورید
آنچه را در ذهن دارید، به زبان آورید. خواستهها، نگرانیها و آرزوهای خود را بیان کنید.
| ابراز نکردن | به زبان آوردن |
|
لیلا ناراحت است. علی معمولاً بعد از تماشای اخبار میخوابد. اما او می خواهد الان به رختخواب برود. لیلا در حالی که روی کاناپه کنار علی نشسته است، با صدای بلند آه میشد. علی به تماشای اخبار ادامه می دهد، سرانجام لیلا تنها به رختخواب می رود اما آن فدر غمگین است که خوابش نمی برد |
مریم: خسته ام بهتره امشب به جای تماشای تلویزیونه زودتر بخوابیم.
آرش: معمولاً دوست دارم دیر بخوایم اما اخبار امشب کسل کننده است. اشکال نداره پنج دقیقه دیگه بیام؟ |
وقتی لیلا میخواهد زود بخوابد، با کنایه حرف میزند و در دلش آرزو میکند؛ اما هرگز آنچه را در ذهن دارد به زبان نمیآورد. برخلاف این دو، مریم و آرش اهمیت بیان صادقانۀ افكار را میدانند. ممکن است آرش تلویزیون را خاموش کند یا حتی تصمیم دیگری بگیرد. اما صحبت روشن و صادقانۀ مریم دربارۀ احساس و خواستهاش، راه را برای تصمیم گیری بعدی باز می کند.
برای آنکه شریک عاطفی شما هم به آنچه برای شما مهم است اهمیت بدهد، باید خواسته های خود را بیان کنید. اگر درباره چیزی که شما را آزار می دهد سخن نگویید، همسرتان مانند علی متوجه نخواهد شد چه چیزی شما را ناراحت با خوشحال می کنند. همچنین اگر خواستهها و تمایلات خود را از خودشان پنهان کنید، هیچ یک از شما نمی داند چگونه ارتباط حساس منقابل را به جلو هدایت کند.
مزایای بیان صادقانه خواستهها
در میان گذاشتن صادقانه خواسته های رشته های صمیمیت را به هم گره می زند و احساس یگانگی را تقویت می کند. اما گفتار صادقانه مستلزم آن است که طرف مقابل نیز با همدلی ما را بپذیرد.
یک راه دیگر برای جلب همدلی طرف مقابل این است که خود را جدی بگیرید، به احساسات و افکار خود توجه کنید و به خود احترام بگذارید. اگر خود را برای داشتن احساسات و افکارتان محق بدانید، احتمال آنکه همسرتان نیز با همین تصور به صحبتهای شما گوش کند، بیشتر خواهد شد. واکنش شما نسبت به احساسات و افکارتان چیزی است که تحت کنترل فقط و فقط خود شماست. هر چند خود نکوهی معمولا یک عادت است، اما عادتي است که خوشبختانه میتوانید آن را تغییر دهید.

خواستۀ خود را واقعاً به زبان بیاورید
اشاره یا ارتباط غیر مستقیم، روشی پرخطر و کم نتیجه است، بیان روشن احساسات و خواستهها از هر نظر روش مؤثرتری است.
- اشاره کردن غیرمستقیم:
- علی: فکر نمیکنی خونه خیلی گرمه؟
- لیلا:به نظر من خیلی هم خوبه.
- علی (چند دقیقه بعد، بعد از شکایت دوباره از گرما):ای کاش از اون آدمایی بودی که دوست دارند بیشتر برند بیرون؟
- به زبان آوردن مستقیم:
- آرش: از اینکه تمام روز رو تو خونه موندم، احساسی خفگی میکنم. دوست دارم یه دور بیرون بزنم، تو هم با من میای؟
علی به شکلی غیرمستقیم به آنچه میخواهد، اشاره میکند و لیلا اصلاً متوجه نمیشود که علی از او میخواهد که بروند بیرون دوری بزنند. وقتی که علی دائماً سرخورده شود، تعاريف منفیاش از لیلا شرایط را بدتر هم میکند و علاوه بر آن، روحيۀ لیلا هم ضعیف میشود.
ارتباط غیرمستقیم در شرایط حاد واقعاً میتواند خطرناک باشد. زبانشناسان در مورد ارتباط مستقیم و غیرمستقیم بین خلبانان و کمک خلبانان مطالعه کردهاند. محققان با تحلیل گفت و گوهایی که از جعبه سیاه هواپیماهای سقوط کرده برجای مانده است، متوجه شدهاند که اگر گفتوگوها غیر مستقیم باشد، احتمال بروز خطر بیشتر میشود. فرض کنید که کمک خلبان به اشاره میگوید: «هوای بیرون داره سرد میشه.»
حال اگر خلبان زیرک نباشد و اشاره او را متوجه نشود، احتمال یخ زدگی بالهای هواپیما را در نظر نمیگیرد. اما اگر کمک خلبان به وضوح بگوید: «افت درجه حرارت ممکنه باعث یخ زدن بالها بشه. فکر میکنم قبل از پرواز بهتره یه بار دیگه یخ زدایی کنیم. نظر شما چیه؟» احتمال بروز خطر خیلی کمتر می شود. متأسفانه در ژانویه ۱۹۸۲ در واشگنتن دی.سی دقیقا چنین اشتباهی موجب سقوط هواپیما و کشته شدن ۶۹ تن از مسافران شد.
خوشبختانه، امروزه نه تنها در کار خلبانی، که در دنیای تجارت نیز گفت وگوها به طرف وضوح و روشنی سوق پیدا کرده است، اما گاه به علت تأثیر تربیت سنتی، مردان احساس میکنند که به زبان آوردن خواستهها از سکوت و قدرت آنها میکاهد. اما نکته اینجاست که سکوت و قدرت با هم مغایرند یا حداقل در زندگی مشترک این گونه است. سکوت در زندگی مشترک غالبا نشانه ضعف و عدم اعتماد است نه قدرت.
مرد امروز عاطفی بودن، صداقت و صمیمیتی را که همراه با قدرت و کفایت باشد، ارج مینهد.
جوآن شاپیرو در کتاب خود متذکر میشود که امروزه الگوی قدیمیای که کم ارتباطی و کم حرفی را نشانه مرد بودن میداند، ارزش خود را تنها در میدانهای جنگ نشان میدهد. در جنگ سربازان باید بدون چون و چرا دستورها را اجرا و بدون شکایت سختیها را در سکوت تحمل کنند. برعکس، زناشویی در عصر حاضر مستلزم همکاری و حمایت عاطفی است نه قهرمان پروری و حمایت فیزیکی در برابر دنیایی پرخطر. برای دنیای امروز، ارتباط امری حیاتی است.
ارتباط برقرار کردن و قدرت، رابطه ای پیچیده با یکدیگر دارند. گفته می شود که آگاهی و اطلاعات به انسان قدرت می دهد. اما سؤال این است که آیا حفظ و نگهداری اطلاعات ما را قدرتمند میکند یا فاش ساختن آن؟ احتمالا هر دو. آنجا که سخن از رقابت است، حفظ اطلاعات قدرت شما را بیشتر و قدرت رقیب را کمتر می کند. اما در روابط شخصی، فردی که قوی تر است صریح تر سخن می گوید، حال آنکه فرد ضعیف تر بیشتر از اشارههای غیرمستقیم کمک می گیرد.
صراحت کلام از یک سو نتیجه احساس قدرتمندی است و این احساس که آنچه می خواهید بگویید مهم است؛ از سوی دیگر صریح صحبت کردن به انسان قدرت می دهد. یعنی هم انسان قوی روشن و واضح صحبت می کند و هم روشن و واضح سخن گفتن به انسان قدرت می دهد. هرچه واضح تر صحبت کنید و هر چه بیشتر انتظار آن را داشته باشید که به حرفهای شما گوش دهند، به همان اندازه احساس قدرت خواهید کرد.

راهکارهای بهبود رابطه با شریک عاطفی
۱. تقویت مهارتهای ارتباطی
- گفتوگوی صادقانه: با شریک خود بهطور صریح و واضح درباره احساسات و نیازها صحبت کنید.
- گوش دادن فعال: با دقت به صحبتهای شریک خود گوش دهید و نظرات او را مورد توجه قرار دهید.
۲. ابراز عشق و محبت
- گفتن جملات محبتآمیز: از کلمات محبتآمیز و تشویقکننده استفاده کنید.
- حرکتهای کوچک محبتآمیز: کارهای کوچک و محبتآمیز روزانه انجام دهید، مانند یادداشتهای تشکر یا برنامهریزی یک روز خاص.
۳. مدیریت تنشها و اختلافات
- اجتناب از انتقاد و سرزنش: به جای انتقاد، به بیان احساسات و خواستههای خود بپردازید.
- پیشنهاد راهحلها: به جای تمرکز بر مشکل، به دنبال راهحلهای مشترک باشید.
۴. تقویت صمیمیت
- فعالیتهای مشترک: به فعالیتهای مشترک بپردازید تا زمان بیشتری را با هم سپری کنید و ارتباطات خود را تقویت کنید.
- تجربههای جدید: تجربههای جدید و هیجانانگیز را با هم داشته باشید تا حس ماجراجویی و صمیمیت را افزایش دهید.
۵. صرف زمان برای خود و دیگری
- توجه به نیازهای فردی: به نیازهای شخصی خود و شریک خود توجه کنید و زمانهایی را برای استراحت و تأمل اختصاص دهید.
۶. مشاوره و رواندرمانی
- مشاوره فردی یا مشترک: از رواندرمانگر برای بررسی عمیقتر مشکلات و راهکارهای بهبود رابطه استفاده کنید.
نتیجهگیری:
رابطه عاطفی سالم بر پایه صداقت، ارتباط مستقیم و همدلی بنا میشود. بیان خواستهها و احساسات به شکلی صریح و روشن نه تنها از سوءتفاهمها جلوگیری میکند، بلکه اعتماد و نزدیکی بیشتری را در رابطه شما ایجاد میکند. اگر شما و شریکتان بتوانید درک و پذیرش متقابل را بهبود ببخشید، درهای جدیدی به روی رابطهتان باز خواهد شد. همچنین میتوانید از یک رواندرمانگر کمک بگیرید تا به بهبود رابطه با شریک عاطفی خود بیشتر بپردازید.
نظرات و تجربیات خود را در ارتباط با این موضوع با ما در میان بگذارید و در صورت نیاز به مشاوره آنلاین درباره بهبود رابطه با شریک عاطفی می توانید با ما از طریق لینک زیر در ارتباط باشد:


1 دیدگاه ارسال دیدگاه جدید
واقعا مطلب تاثیر گذاری بود…ممنون