رابطۀ عاطفی یکی از مهمترین بسترهایی است که ما در آن تأثیر زخمهای روانیمان را میبینیم؛ جایی که در تأمین پایدارِ نیازهای روانشناختیمان ناکام میشویم و ممکن است رفتارهایی از خود نشان دهیم که بهجای کمک، به ما آسیب بزند. این میتواند خودش را به شکل صمیمیتِ بسیار زیاد و وابستگیِ شدید نشان بدهد یا برعکس، بهصورت ترس از صمیمیت، فاصله گرفتن و مرز گذاشتن. اگر ترس از صمیمیت را در خودتان یا پارتنرتان شناسایی کردید، اول از همه باید بفهمید این ترس به خودتان برمیگردد یا او و رابطهتان. در آن صورت متوجه میشوید که باید در کجا به دنبال درمان آن ترس باشید.
قبل از اینکه ادامه مطلب را بخوانید، پیشنهاد میکنیم فایل صوتی زیر از آقای دکتر صادق فلاح را در مورد ترس از صمیمیت در رابطه، بشنوید و سپس ادامه مطلب را بخوانید:
صمیمیت یعنی چه و چرا برای بعضی از ما ترسناک میشود؟
اگر برای شما این سؤال ایجاد شده که ترس از صمیمیت یعنی چه، میتوانیم اول خودِ صمیمیت را تعریف کنیم. صمیمیت یعنی اینکه یک آدم از نظر روانی، بدنی، جسمی، مالی و به طور کلی از نظر «موجودیتی» به من نزدیک شود؛ یعنی چیزهای بیشتری از من بداند: از بدنم، از روحم، از گذشتهام، از شخصیت و تجربههایم. وقتی کسی اینقدر به ما نزدیک میشود، به همان اندازه هم بهطور بالقوه میتواند منشأ آسیب باشد؛ چون من اجازه دادهام وارد خانۀ روانم بشود.
طبیعی است که ما بهطور پیشفرض، صمیمیتِ بیشتر را همزمان با خطرِ بیشترِ آسیبدیدن ادراک کنیم و این چیز عجیبی نیست. اما ترس از صمیمیت یعنی من بهطور مکرر نگرانم که اگر فضای بیشتری به طرف مقابلم بدهم، خودم را در معرض آسیب بیشتری قرار میدهم و ریسک آسیبدیدن را بالا میبرم. بنابراین، ترس از صمیمیت در رابطه در اصل به یک نگرانی اشاره میکند: اینکه فرد مقابل، در نتیجه دسترسی پیدا کردن به نقاط ضعف من و گوشهوکنارهای وجود من، بتواند از همان نقطههای آسیبپذیر به من ضربه بزند.
نشانه های ترس از صمیمیت در رابطه
دوری از برقراری رابطه
ترس از صمیمیت میتواند از همان ابتدا خودش را نشان بدهد؛ زمانی که من حتی وارد رابطه نمیشوم، سراغ پیدا کردن شریک نمیروم، یا وقتی کسی به من نزدیک میشود از او فاصله میگیرم. گاهی واکنشهای من نسبت به علاقه دیگران یا علاقه خودم متناسب نیست. یک وقتهایی از کسی خوشم میآید اما به هیچ عنوان چیزی نمیگویم. یک وقتهایی کسی خیلی به من علاقه دارد و من بیشتر فاصله میگیرم. برای اینکه بفهمید شما یا شریک عاطفیتان ترس از صمیمیت دارید یا نه، یا اینکه ناامنی در رابطه را تجربه میکنید یا نه، نشانههایی وجود دارد. این نشانهها معمولاً در قالب موانعی ظاهر میشوند که اجازه نمیدهند صمیمیت بیشتر شکل بگیرد. این صمیمیت میتواند عاطفی باشد، جسمی باشد یا جنسی.
پرهیز از شفافیت و مشکل در صحبت از آسیبپذیریها
در چنین رابطهای معمولاً یک ابهام در زندگی مشترک وجود دارد. گاهی درها بسته میشوند؛ یعنی وقتی یک نفر از پارتنرش چیزی میپرسد، پاسخها مبهم هستند، فاصله ایجاد میکنند، مسیر را منحرف میکنند. صحبت از گذشته سخت میشود، صحبت از نگرانیها و بخشهای آسیبپذیر سخت میشود. در واقع شاهکلید صمیمیت در یک رابطه میتواند همین «نشان دادنِ آسیبپذیریها، ابهامها و نگرانیها» باشد. وقتی فرد اجازه میدهد در کنار آن نقاب اجتماعیِ معمولاً قابلقبول، بخشهای واقعی و خامِ وجودش هم دیده شود، یعنی وقتی میتواند پرده را کمی از روانش کنار بزند، آنوقت صمیمیت شکل میگیرد. اما اگر این پرده خیلی سخت کنار میرود، چه در روان و چه حتی در جسم، میتواند نشانهای باشد از اینکه فرد هنوز در رابطه احساس صمیمیت و راحتی نمیکند.
به نقل از سایت Mava medical:
Fear of intimacy is when someone wants to develop a relationship but keeps themselves from getting closer. Sometimes, this fear appears because of things such as past hurt or being rejected. Even though the person wants love and companionship, they might distance themselves to prevent becoming hurt.
ترجمه: ترس از صمیمیت زمانی است که فردی میخواهد یک رابطه را شکل دهد اما جلوی نزدیک شدن خود را میگیرد. گاهی این ترس به دلیل مسائلی مانند آسیبهای گذشته یا تجربهی طرد شدن به وجود میآید. حتی اگر فرد خواهان عشق و همراهی باشد، ممکن است برای جلوگیری از آسیب دیدن، خود را از دیگران دور نگه دارد.
وقتی ترس از صمیمیت به خود من مربوط است، نه پارتنرم
مسئلۀ محوریِ ترس از صمیمیت معمولاً همین است. اگر من به طور کلی در روابط، مخصوصاً روابط عاطفی، در نزدیک شدن به دیگران دچار دشواری هستم، شاید موضوعی وجود دارد که به خودِ من برمیگردد؛ موضوعی که میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. ریشۀ همۀ این دلایل معمولاً ترس از آسیبدیدن در نتیجه صمیمیت است، اما این آسیبدیدن میتواند شکلهای متفاوتی داشته باشد.
در اینجا مایلم از منظر «تلههای شخصیتی» یا همان طرحوارهها به این موضوع نگاه کنم.
طرحوارهها: جایی که ریشههای ترس از صمیمیت در رابطه پنهان شدهاند
فرض کنید اگر به طور مثال مریم درگیر مسائلی در فضای درونیِ روانیِ خودش باشد، ممکن است آنقدر از صمیمیت و نزدیک شدنِ یک فرد به او هراس داشته باشد که اساساً فرصتی برای وارد شدن به رابطه ایجاد نکند و هر نوع حرکت به سمت رابطه را انکار کند و از آن دوری کند. حالا اگر مریم قصۀ ما به هر ترتیبی وارد یک رابطۀ عاطفی بشود، یا کسی بتواند به او امنیت زیادی بدهد، برایش حس آشنایی ایجاد کند، یا زمان زیادی برای شناخت بگذارد، ممکن است باز هم هنگام برقراری رابطه دچار چالش شود. گاهی ممکن است وارد رابطه شده باشد اما بهطور شدید با یک عالم مرز و خط قرمز تلاش کند از خودش مراقبت کند. از طرف دیگر، ممکن است وقتی به این ترس آگاه میشود، بخواهد خیلی سریع همه آن موانع را بردارد تا بهنوعی با ترس از صمیمیت مقابله کند.
۱. طرحواره رهاشدگی
فرض کنید رزا گرفتارِ طرحوارۀ رهاشدگی باشد. اگر چنین باشد، او بهطور کلی دنیا را اینطور تجربه میکند که هر لحظه ممکن است کسی او را ترک کند و کسی قرار نیست کنار او بماند. در نتیجه، رزا ممکن است وارد رابطه با کسانی شود که معمولاً به او توجه نمیکنند، به نیازهایش پاسخ نمیدهند، و همین الگو نگرانی او را تقویت میکند. رزا همواره نگران است که اگر اجازه بدهد کسی به او نزدیک شود، دیر یا زود او را تنها خواهد گذاشت و این تنهایی آسیب زیادی به او میزند. پس در طرحوارۀ رهاشدگی، یک نگرانیِ عمیق وجود دارد: اینکه «او بالاخره مرا رها میکند». و به همین دلیل، رزا سعی میکند از صمیمیت بیشتر اجتناب کند.
۲. طرحواره نقص/شرم
از طرف دیگر، مریم را در نظر بگیرید که گرفتارِ طرحوارۀ نقص است. مریم فکر میکند هر کسی که به او نزدیک شود دیر یا زود متوجه میشود چه ویژگیهای نامطلوبی دارد، چه انسان ضعیف و سستی است و این ضعفها کیفیت رابطه را خراب میکند. او باور دارد طرف مقابل بهزودی نقصهای قابل توجهش را میبیند و درمییابد که مریم آنقدر «نقص» دارد که غیرقابل تحمل است، و در نتیجه او را ترک خواهد کرد. به همین دلیل، اگر مریم گرفتار این طرحواره باشد، ممکن است نگرانی شدیدی داشته باشد از اینکه آدمها یا پارتنرش در یک رابطۀ عاطفی بیش از حد به او نزدیک شوند و بفهمند مریم چه گذشته بدی داشته، چه خانوادۀ سختی داشته، چه بخشهایی از شخصیتش برای خودش یا دیگران قابل تحمل نیست، یا حتی چه علایق «کسلکنندهای» دارد.
۳. طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری
از طرف دیگر، آرش را در نظر بگیرید که همیشه نگران است آدمها از او سوءاستفاده کنند؛ هر کسی که به او نزدیک میشود برایش این تصور را زنده میکند که قرار است از او سوءاستفاده شود. آرش باور دارد که «همه زنها به دنبال این هستند که سر مردها کلاه بگذارند» و خودش هم یکی از همان مردهایی است که قرار است آسیب ببیند. به همین دلیل، او رابطه را جایی برای آسیب دیدن میبیند. حتی وقتی در رابطه است، برای جلوگیری از این سوءاستفاده احتمالی، تلاش میکند بسیاری از زوایا را پنهان نگه دارد، مبهم باشد، و آن صمیمیت، آشکار بودن و شفافیتی را که رابطه نیاز دارد، نشان ندهد.
اینهایی که اینجا مثال زدم، فقط یکی از دهها، یا حتی صدها سناریوی ممکن است که هرکدام از ما میتوانیم با آنها درگیر باشیم؛ سناریوهایی که بهنوعی باعث میشوند ترس از صمیمیت را تجربه کنیم. یعنی در رابطه باشیم، اما همزمان این نگرانی را داشته باشیم که شاید بهتر باشد بعضی قسمتهای خودمان را نشان ندهیم، و درونی یک انقباض و جمعشدگی قابل توجه را دائماً احساس کنیم.
وقتی ترس از صمیمیت، به پارتنرم و رابطهم مرتبط است
ترس از صمیمیت در رابطه میتواند گاهی به خودِ من مربوط باشد؛ اینکه من بهطور کلی در ایجاد صمیمیت و برهنهکردنِ روانم هراسان باشم. اما گاهی اوقات موضوع به من مربوط نیست و به فضای رابطه برمیگردد. شاید من با فرد مناسبی در رابطه نیستم، یا شاید او کاری انجام داده که هنوز ترمیم نشده و من برای مراقبت از خودم این فاصله را ایجاد میکنم. بنابراین، ترس از صمیمیت را بهتر است بهعنوان یک نشانه در رابطه در نظر بگیریم؛ چیزی که الزاماً خوب یا بد نیست. ممکن است یک نفر واقعاً دارد از خودش در برابر یک پارتنر آسیبزننده، خودخواه، خودمحور یا حتی خطرناک مراقبت میکند. در واقع این ترس، یک ترس واقعی است. این اجتناب، این مراقبت کردن، این انقباض و دوری یک اقدام فعالانه و درست در راستای مراقبت از خود است. پس این واکنش فرد نسبت به شرایطی است که تجربه میکند.
ترس از صمیمیت میتواند با رابطه چه کند؟
این ترس از صمیمیت اگر درمان نشود و فرصت ترمیم پیدا نکند، آرام آرام میتواند به خستگیِ شریک عاطفی منجر شود؛ میتواند روی رابطه جنسی اثر بگذارد، بر احساس امنیت، اعتماد، امیدواری، چشمانداز مشترک و حتی تعهد سایه بیندازد و رابطه را در معرض تهدید قرار دهد. در چنین شرایطی، وقتی این نشانهها دیده میشوند، بهتر است زوج با یک زوج درمانگر صحبت کنند. زوج درمانگر میتواند کمک کند ریشههای این موضوع روشن شود؛ شاید آسیبی در رابطه ایجاد شده باشد، شاید یک الگوی قدیمی دوباره فعال شده باشد، و شاید هر دو نفر نیاز داشته باشند فضای امنتری برای صمیمیت بسازند.
راههای مدیریت ترس از صمیمیت در رابطه
- آگاهی از طرحوارهها
شناخت طرحوارههایی مثل رهاشدگی، بیاعتمادی و نقص نقطۀ شروع ترمیم است. وقتی بدانیم ذهن ما چطور دنیا را تعبیر میکند، بهتر میتوانیم واکنشهایمان را بفهمیم. - تشخیص اینکه این ترس محافظت سالم است یا اجتناب ناسالم
گاهی ترس یک هشدار درست است؛ نشانهای که میگوید رابطه یا پارتنر امن نیست.
گاهی هم این ترس از الگوهای قدیمی میآید و نیاز به درمان دارد. - گفتوگو با پارتنر
صمیمیت از آسیبپذیری آغاز میشود. میشود احساسات، نگرانیها و ترسها را تدریجاً و به اندازهای که امن است مطرح کرد. این گفتوگو کمک میکند فضای رابطه روشنتر و قابلاعتمادتر شود. - زوجدرمانی یا زوج درمانی آنلاین
وقتی دو نفر به تنهایی نمیتوانند این موانع را باز کنند، زوج درمانگر در جلسات زوج درمانی آنلاین یا حضوری این موانع را برطرف میکند.
در واقع او فضایی امن میسازد که در آن ترسها، زخمها و سوءتفاهمها قابل بررسی و ترمیم شوند. - کار فردی در تراپی
اگر ریشهها در خود من است، تراپی بهترین فضا برای کشف منشأ این ترس و یادگیری تنظیم هیجان، اعتمادسازی و مدیریت الگوهای قدیمی است.
جمعبندی؛ ترس از صمیمیت دشمن نیست، یک پیام است
اگر من نشانههای ترس از صمیمیت را در خودم دیدم، اول باید ببینم آیا این موضوع به خودم مربوط است یا به رابطه. اگر به من مربوط است، شاید نیاز داشته باشم در فضای تراپی بررسی کنم و بفهمم این ترس از صمیمیت در رابطه از کجا آمده. اگر به پارتنرم مربوط است، باید ببینم این اتفاق کجا افتاده و آیا دربارهاش با او صحبت کردهام که چه فضایی ایجاد کرده که من در رابطه احساس ناامنی کردهام یا نه. همین موضوع از سمت مقابل هم صدق میکند؛ یعنی اگر در او نشانههای ترس از صمیمیت میبینم، ممکن است مسئله به خودش مربوط باشد، اما ممکن است من هم کاری کرده باشم که حالا این نشانهها در او ظاهر شده باشد.




