14 نشانه درهم تنیدگی در خانواده

درهم تنیدگی

14 نشانه درهم تنیدگی در خانواده

سیستم خانوادگی درهم تنیده، چیست و چگونه از آن رها شویم؟

درهم تنیدگی یعنی آشفتگی در مرزهای میان‌فردی. زمانی که نقش‌ها و انتظارات اعضای یک خانواده درهم و آشفته است، والدین به شکل بیش از حد و نامناسبی برای حمایت کردن از یا گرفتن از فرزندان خود وابسته هستند، و فرزندان اجازه نمی‌یابند تا از لحاظ احساسی مستقل شوند یا از والدین خود جدا شوند. نزدیک بودن به خانواده معمولاً چیز خوبی است، اما گاهی اوقات ممکن است این نزدیکی بیش از اندازه باشد و باعث آسیب‌هایی شود. در یک خانواده درهم تنیده، اعضای خانواده به شکلی ناسالم با یکدیگر دچار ادغام عاطفی (emotional enmeshment) شده‌اند.

نشانه‌ها و علائم رایج درهم‌ تنیدگی

اگر شما در یک خانواده درهم‌تنیده بزرگ شده‌اید، این نشانه‌های رایج درهم تنیدگی برای شما آشنا خواهند بود:

  1. کمبود مرزهای هیجانی و فیزیکی: در خانواده شما کمبود مرزهای هیجانی و فیزیکی وجود دارد. این کمبود مرزها می‌تواند باعث شود که احساس کنید همیشه در دسترس دیگران باید باشید و هیچ‌گاه نمی‌توانید زمان و فضای خصوصی خود را داشته باشید.
  2. فکر نکردن به خود: به آنچه برایتان بهتر است یا آنچه می‌خواهید فکر نمی‌کنید؛ همیشه درگیر خوشحال کردن یا مراقبت از دیگران هستید. این امر می‌تواند باعث شود که هویت و نیازهای خود را نادیده بگیرید و زندگی‌تان را بر اساس انتظارات دیگران تنظیم کنید.
  3. احساس مسئولیت زیاد نسبت به دیگران: نسبت به شادی و سلامتی دیگران احساس مسئولیت زیادی می‌کنید. این حس مسئولیت می‌تواند شما را تحت فشار روانی زیادی قرار دهد و باعث شود که نتوانید به نیازهای خود توجه کنید.
  4. احساس گناه یا شرم در تصمیمات فردی: وقتی می‌خواهید با دیگران تماس کمتری داشته باشید (مثلاً به جای تماس هر روزه با مادرتان، هر هفته با او تماس بگیرید یا یک تعطیلات را بدون آنها سپری کنید) یا تصمیمی بگیرید که فکر می‌کنید برای زندگی‌تان خوب است (مثل اینکه برای یک فرصت شغلی عالی به شهر یا کشور دیگر بروید)، احساس گناه یا شرم می‌کنید. این احساسات می‌تواند مانع از پیشرفت و استقلال شما شود.

    خانواده درهم تنیده

  5. تامین خودارزشمندی والدین از موفقیت‌های شما: به نظر می‌رسد والدین شما احساس خودارزشمندی شان را از موفقیت یا دستاوردهای زندگی شما تامین می‌کنند. این وضعیت می‌تواند باعث شود که شما همواره تحت فشار برای موفقیت و تحقق انتظارات والدین خود باشید.
  6. کنترل اطلاعات شخصی: والدین شما می‌خواهند همه چیز را درباره زندگی‌تان بدانند. اگر چیزی را قرار باشد از آنها پنهان کنید، احساس گناه می‌کنید. این کنترل می‌تواند باعث شود که شما حس کنید هیچ حریم خصوصی ندارید و همواره باید همه چیز را با والدین خود در میان بگذارید.
  7. زندگی والدین حول محور شما: زندگی والدین شما حول محور زندگی شما می‌چرخد. با مشکلات شما نگران می‌شوند، با خوشحالی شما خوشحال می‌شوند و … . گویی خودشان برای خودشان هدف و برنامه‌ای در زندگی ندارند و دائم باید متمرکز بر زندگی شما باشند. این حالت می‌تواند شما را تحت فشار زیادی قرار دهد و احساس کنید که باید همیشه برای شادی و رضایت والدین خود تلاش کنید.
  8. تشویق نکردن به دنبال رویاها رفتن: والدین‌تان شما را تشویق نمی‌کنند که به دنبال رویاهایتان بروید. حتی ممکن است نظرات خودشان درباره آنچه بهتر است انجام بدهید را به شما تحمیل کنند. این تحمیل می‌تواند آشکار و مستقیم یا پنهان و غیرمستقیم باشد. این رفتار می‌تواند باعث شود که شما نتوانید به دنبال اهداف و آرزوهای خود بروید و همواره به دنبال رضایت والدین باشید.
  9. ایجاد نقش‌های گیج کننده: اعضای خانواده تجربیات و احساسات شخصی خود را به گونه‌ای به اشتراک می‌گذارند که انتظارات غیر واقعی، وابستگی ناسالم، و نقش‌های گیج کننده ایجاد می‌کند. این نقش‌های گیج کننده می‌تواند باعث شود که شما نتوانید مرزهای خود را مشخص کنید و همواره در نقش‌هایی که برایتان تعریف شده‌اند باقی بمانید.
  10. احساس گناه در اشتراک‌گذاری اطلاعات نامناسب: اغلب، والدین درهم‌تنیده با فرزندان مانند دوستان خود رفتار می‌کنند، برای حمایت عاطفی بر آنها تکیه می‌کنند، و حتی ممکن است اطلاعات شخصی یا موضوعاتی از رابطه‌ی میان خود را به شکل نامناسبی با آنها به اشتراک بگذارند که می‌تواند منجر به ایجاد احساس گناه در آنها شود. این رفتار می‌تواند باعث شود که شما حس کنید مسئولیت مسائل والدین خود را بر عهده دارید و همواره باید برای آنها نقش حمایت‌کننده را ایفا کنید.
  11. برآورده کردن انتظارات والدین: احساس می‌کنید که باید انتظارات والدین خود را برآورده کنید. حتی شاید به دلیل عدم تایید آنها، اهداف خود را کنار بگذارید. این وضعیت می‌تواند باعث شود که شما نتوانید به دنبال اهداف و آرزوهای خود بروید و همواره به دنبال رضایت والدین باشید.
  12. اجتناب از تعارض‌ها: سعی می‌کنید از تعارض‌ها اجتناب کرده و نمی‌دانید چگونه “نه” بگویید. این رفتار می‌تواند باعث شود که شما همواره تحت فشار برای رضایت دیگران باشید و نتوانید نیازها و مرزهای خود را مشخص کنید.
  13. نداشتن هویت مشخص: تعریف مشخص و روشنی هویت خود ندارید و بر سر بسیاری از مسائل در موضع شک و دودلی هستید. این وضعیت می‌تواند باعث شود که شما نتوانید تصمیمات مهم زندگی خود را به درستی بگیرید و همواره در تردید و دودلی باقی بمانید.
  14. ادراک شدید احساسات دیگران: احساسات دیگران را خیلی شدید ادراک می‌کنید و احساس می‌کنید که نیاز دارید مشکلات دیگران را حل کنید. این رفتار می‌تواند باعث شود که شما نتوانید به نیازهای خود توجه کنید و همواره به دنبال حل مشکلات دیگران باشید.

رهایی از درهم تنیدگی

چرا درهم‌ تنیدگی ایجاد می‌‌شود؟

درهم‌تنیدگی یک پویایی (dynamic) خانوادگی ناسالم است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. ما معمولاً پویایی‌های خانوادگی که با آنها بزرگ شده‌ایم را در بزرگسالی مان بازتولید می‌کنیم، چرا که برایمان آشنا هستند. درهم‌تنیدگی معمولاً به دلیل نوعی تروما یا بیماری (اعتیاد، بیماری روانی، یک کودک بیمار جدی که بیش از حد محافظت می‌شود، وسواس و نظایر اینها) به وجود می‌آید. با این حال، چون معمولاً یک الگوی نسلی است، ممکن است شما نتوانید منشأ درهم تنیدگی در خانواده خود را به راحتی تعیین کنید. مهم‌تر از تعیین منشأ، شناسایی راه‌هایی است که درهم تنیدگی باعث ایجاد مشکلات برای شما می‌شود تا بتوانید برای تغییر این داینامیک‌ها در روابطتان کاری بکنید. هر خانواده سالم، نیازمند مرزهای سالم بین اعضا است.

راه‌های رهایی از درهم‌ تنیدگی

رهایی از سیستم خانوادگی درهم‌تنیده نیازمند کار و تلاش مستمر است. چند راهکار برای شروع عبارتند از:

  1. تعیین مرزهای مشخص: با تعیین مرزهای هیجانی و فیزیکی واضح و اعلام آنها به خانواده‌تان شروع کنید. برای مثال، می‌توانید زمان‌هایی را برای خودتان تعیین کنید که در آن‌ها به فعالیت‌های شخصی بپردازید و به خانواده اعلام کنید که در این زمان‌ها نمی‌توانید در دسترس باشید.

  2. تمرکز بر خود: زمانی برای خودتان بگذارید و به خواسته‌ها و نیازهای خود فکر کنید. می‌توانید روزانه زمانی را برای مدیتیشن، نوشتن در دفتر خاطرات یا فعالیت‌های تفریحی اختصاص دهید که به شما کمک کند بیشتر به خودتان توجه کنید.

مراجعه به مشاور: کمک گرفتن از یک مشاور می‌تواند به شما در شناخت و تغییر الگوهای ناسالم کمک کند. مشاوره فردی یا خانوادگی می‌تواند به شما کمک کند که بهتر بفهمید چگونه این الگوها در زندگی شما شکل گرفته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

×
واتس آپ