آنچه در این مقاله میخوانید
دلبستگی چیست:
نویسنده:خانم دکتر محمدی نسب-روانتحلیلگر
پایه روان آدمی بر میگردد به مفهومی به نام دلبستگی که در این مقاله قصد دارم به آن بپردازم:
رویکرد ما برای والدگری بر اساس دانش ما از رشد کودک و نقاط عطف رشدی است که کودکان به منظور رشد سالم به آنها نیاز دارند. زمانیکه ما در هر مرحله، این نیارها را برآورده میکنیم، آنها احساس امنیت عاطفی میکنند. این امنیت عاطفی برای کسب مهارتهای لازم جهت یادگیری، بازی و لذت بردن از روابط ضروری است.
این اصول به کودکان کمک میکند تا به نقاط عطف رشدی برسند و به سمت مرحله بعدی رشد پیش روند. ایجاد اعتماد که اولین نقطه عطف هیجانی در نوزادی است، به کودک نوپا امکان میدهد تا برای ریسک کردن و کشف دنیای اطرافش احساس امنیت کند. شجاعت برای کشف دنیا منجر به ایجاد استقلال و خودمختاری در کودک نوپا می شود که بواسطه آن کودک میفهمد که می تواند باعث ایجاد اتفاقاتی در زندگی خود شود. در این روند، او تشخیص میدهد که عقاید، امیال و انتخابهای خاص خود را دارد که شروع شناخت یک “خود” مجزا است. ما در ادامه رفتارها و مهارتهایی که در هر مرحله از رشد، در کودک ظاهر خواهند شد، بحث خواهیم کرد.
دلبستگی، اساسی برای اعتماد و شالوده ای است که تمام مراحل رشد بعدی، بر روی آن بنا می شود.
هرگز یک نوع فرزندپروری که برای تمام والدین و کودکان مناسب باشد وجود ندارد چون هر کودکی منحصر به فرد و هر موقعیتی متفاوت است. به هر حال، ما باید از فرآیند دلبستگی و پیامدهای انتخابهایمان آگاه باشیم.
یک تصور غلط این است که ما انتخاب می کنیم در دلبستگی شرکت کنیم یا نه. حقیقت این است که هر والدی، چه بخواهد و چه نخواهد، یک الگوی دلبستگی را با کودکش شکل میدهد. روابط فقط به همین طریق عمل می کنند. در پایان سال اول زندگی، هر والدی یک الگوی دلبستگی اولیه را با کودک خود ایجاد کرده است. با توجه به این نکته، بیایید نگاهی به تعریف دلبستگی بیندازیم.
انواع دلبستگی:
انواع مختلفی از روابط دلبستگی وجود دارند اما بهترین نوع آن که امیدواریم ایجاد شود، دلبستگی ایمن است. دلبستگی ایمن یک پیوند عاطفی عمیق و پایدار بین کودک و بزرگسال است؛ بزرگسالی که از نظر فیزیکی در دسترس است، رابطهای صمیمی، گرم و متقابلی را ایجاد می کند و مسئولیت رفاه و بهزیستی کودک را به عهده دارد.
همۀ ما میخواهیم با فرزندانمان ارتباط برقرار کنیم. در لحظات نخست زندگی، ما به چهرۀ نوزادِ تازه متولد شده خیره میشویم و یک زندگی مشترک با او را تصور میکنیم. کودک هم به چهره ما که به او حس راحتی پایدار و لذت و شادی در سراسر زندگی را پیشکش می کنیم، خیره میشود.
عواملی که باعث دلبستگی ناایمن میشوند:
متأسفانه، همه کودکان یک رابطۀ دلبستگی سالم را در نخستین سال زندگی خود تجربه نمیکنند. عوامل بسیاری وجود دارد که روند دلبستگی را تحت تأثیر قرار میدهد. زمانی که پیوند دلبستگی ضعیف شده یا برقرار نمیشود، امکان وقوع خطرات و تأخیرهای رشدی وجود دارد. برخی از عواملی که میتوانند ایجاد دلبستگی را به مخاطره انداخته و در نتیجه خطراتی را برای رشد کودک داشته باشند، عبارتند از:


دلبستگی از دوران پیش از تولد شروع میشود. بسیاری از مادران یک احساس ارتباط عاطفی را وقتی برای اولین بار متوجه بارداری خود میشوند، با کودکشان حس میکنند. متأسفانه، همه حاملگیها خواسته نبوده یعنی در بسیاری از موارد، کودک تنها یک مزاحم یا یک نانخور اضافی پنداشته میشود.
-نقایص مادرزادی یا شرایطی که مراقبت از کودک را دشوار میکند.
شرایطی که باعث میشود یک نوزاد در بخش مراقبت های ویژه نوزادان قرار داده شود، میتواند او را بیش از حد برای لمس شدن و نگه داشته شدن شکننده و حساس کند. لمس، دستگاه عصبی مرکزی را بیش از حد تحریک می کند و رشد سالم را به مخاطره میاندازد.
-مواجهه با مواد شیمیایی قبل از تولد
مصرف مواد مخدر یا الکل و در معرض مواد سمی بودن در دوران بارداری میتوانند باعث تغییر در مغز جنین شوند. در نتیجه، توانایی نوزاد برای ارتباط برقرار کردن با جهان به شیوه ای عادی به مخاطره میافتد.
-استرسِ سمی در رحم
به خوبی ثابت شده است که وضیت عاطفی مادر از طریق فرآیندهای شیمیایی بر جنین اثر می گذارد. ترکیب عصبی- شیمیایی مادر از جفت عبور می کند و با رشد سالم کودک تداخل ایجاد می کند. بنابراین، مادرانی که در وضعیت خشونت خانگی، فقر یا شرایط هیجانی پر استرس زندگی می کنند قادر نیستند محیط درون رحمی بهینهای را برای جنین ایجاد کنند.
-نارسی
تولد زودرس، غیرمعمول است. به دلایل پزشکی که هم بر مادر و هم بر کودک اثر میگذارد، تولد زودهنگام اجتناب ناپذیر است. این امر میتواند فرآیند دلبستگی را مختل کند زیرا نوزادان نارس برای بغل شدن و نگهداری بسیار شکننده و ضعیف هستند. در عوض، با سوزن ها و لوله های لازم، زنده نگه داشته میشوند. به هر حال، نوزادان نمیتوانند درک کنند که برای زنده ماندن باید این شریط را تحمل کنند. آنها درد، ترس و ناراحتی را در دست انسانی دیگر تجربه می کنند و ممکن است این عمل در ذهن آنها به عنوان یک سوء استفاده ثبت شود.


تولد دشوار شامل جراحت ها یا شکستگیهایی که ربطی به شرایط مادرزادی ندارد و بر اساس راهنمای جراحتهای هنگام تولد (بازیابی شده در2018) در تقریباً 3 درصد از تولدها در ایالت متحده رخ میدهد. این صدمات می توانند به دلیل وزن بیش از حد نوزاد، تولد قبل از هفته 37 ام بارداری، نامناسب بودن شکل و اندازه لگن مادر برای زایمان ایمن، درد زایمانِ طولانی و شدید یا وضعیت غیرعادی نوزاد هنگام تولد، رخ دهند.
-غفلت
بی،توجهی و غفلت یکی از شایع ترین عواملی است که دلبستگی را تضعیف می کند. بسیاری از کودکان بیش از اینکه مورد سوءاستفاده قرار بگیرند، مورد غفلت واقع میشوند. و این غفلت چند نوع دارد: عاطفی، فیزیکی، هوشی، آموزشی و حسی.
دلایل زیادی وجود دارد که چرا افراد کودکان خود را مورد غفلت قرار می دهند. غفلت برخی از والدین از کودکشان صرفاً از روی جهل و عدم آگاهی آنهاست. ما در یک فرهنگی زندگی میکنیم که افراد، سواد زیادی در مورد کودکان ندارند. یک فرد معمولی در خیابان اطلاعات کمی درباره رشد مغز کودکان، چگونگی شکل گیری رابطه، و طریق یادگیری خود کنترلی در کودکان دارد. برای برخی دیگر، استرس زیاد و بیماری روانی میتواند منجر به غفلت از کودک شود.
-سوءاستفاده
صدمه دیدن از کسی که قرار است شما را دوست بدارد و از شما حمایت کند، سم روانی است. وقتی کودک درد عاطفی یا جسمی را تجربه میکند، سیستم دلبستگی به راه میافتد و در این هنگام اولویت کودک، رفتن به سمت والدین برای دریافت آرامش و امنیت است. اما وقتی مادر و پدر، خود مرتکب خشونت علیه کودک هستند، کوک در یک وضعیت روانی سمی باقی میماند.
-محروم از سرپرستی والدین
گاهی سرپرستی کودک از خانواده او گرفته می شود و او در پروشگاه قرار داده شده و گاهی نیز به خانواده دیگری سپرده میشود. وقتی یک کودک محروم ماندن از خانوادۀ اصلی خود را تجربه میکند، صدماتی را به دلیل مخدوش شدن رابطه دلبستگی متحمل خواهد شد. اینکه کودکی از خانوادۀ اصلی خود گرفته میشود یا به خانوادۀ دیگری به عنوان فرزندخوانده سپرده میشود، معمولاً پیش از تهدید امنیت هیجانی و جسمی کودک و برای کمک به او انجام میگیرد.
ثبات و پایداری برای شکل گیری دلبستگی مهم است. اگر یک کودک روال زندگی و روابط باثبات و قابل پیش بینی و پایداری نداشته باشد، در یک حالتی از گوش به زنگی افراطی باقی میماند. گوش به زنگی افراطی یک مشغلیت ذهنی ایجاد میکند که کودک را برای تمرکز بر دستیابی به نقاط عطف مناسب سن و مهارتهای لازم برای رشد سالم باز میدارد.
-غیبت والدین
وقتی والدین مجبور می شوند از اعضای خانوادۀ بیمار خود مراقبت کنند، دور از خانه کار کنند یا به دلیل تعهدات نظامی دور از خانه باشند، باید سعی کنند روال روزمره و برنامه کودکان را تا حد ممکن ثابت نگه دارند. تماسهای تلفنی و تکنولوژی که امکان تعامل چهره به چهره را فراهم میکنند، میتوانند در حفظ ارتباط مداوم مفید باشند و اثرات جداییهای طولانی مدت را کاهش دهند.
کودک شما ممکن است چندین موقعیت از موارد فوق را تجربه کند. ما این موارد را در اینجا آوردیم زیرا معتقدیم که امیدی برای جبران این مسائل برای شما و کوکتان وجود دارد اما در صورتیکه این مسائل و واقعیتها را در نظر بگیریم و عشق و پذیرش بیقید و شرط خود را به کودکمان پیشکش کنیم.
مواردی که ذکر شد از جمله عواملی است که موجب میشود نوزاد بی دفاع و آسیب پذیر ما احساس امنیت را در جانش تجربه نکند.
ادامه دارد….
شما می توانید در صورت نیاز به مشاوره آنلاین در مورد دلبستگی مادر به فرزند در شرایط مختلف از زمان بارداری تا زمان به دنیا آمدن فرزند با ما از طریق لینک زیر در ارتباط باشید و همچنین میتوانید نظر خودتون رو زیر همین مطلب برامون بنویسید
ارتباط با نوجان کلینک

2 دیدگاه ارسال دیدگاه جدید
خیلی عالی بودممنون ازتون
چه قدر این دوران می تونه برای بعضیا سخت باشه…مطلب بسیار خوبی بود