آنچه در این مقاله میخوانید
طلاق و چالشهای ذاتی آن برای کودکان
نویسنده: آکادمی تالیف نوجان
طلاق حتی در بهترین شرایط، یعنی زمانی که کمترین میزان کشمکش و تضاد وجود دارد، چالشهایی برای کودکان پدید میآورد. چرا که این دیده مستلزم نوعی تغییر اساسی در ساختار خانواده است که با از دست رفتن واحد خانواده و مختل شدن روال معمول زندگی همراه است.
این موضوع اغلب به معنای تغییری نزولی در وضعیت مالی است، که موجب فشار بر اعضای خانواده میشود و آنها را از توان میاندازد.
در طول زمان، طلاق به معنای خداحافظیهای مکرر (زمانی که کودکان خانۀ یکی از والدین را ترک میکنند تا نزد دیگری بروند)، و نیز گذراندن مدت زمانی (که اغلب مدت قابل توجهی است) به دور از هریک از والدین است.
زمانی که بچهها نسبت به پدر و مادر، هر دو، وابستگی دارند، هر بار جدایی حداقل تا اندازهای تنشزا است، و در بالاترین حد خود به نحو طاقتفرسایی دردناک میشود. (سن کودک، کیفیت وابستگی او به پدر و مادر، و شرایط خاص تربیتی که برای فرزندپروری اتخاذ شده است، نقش قابل ملاحظهای بر تأثیر این جداییها دارد.)
پس از جدایی و طلاق، حتی در مواردی که تضادها اندک است، کودکان مجبورند بین دو دنیای مجزا نوعی توافق و سازش برقرار کنند، دو دنیایی که هریک نظام ارزشی و الگوهای خاص خودش را دارد. در واقع مسوولیتی که زمانی متوجه پدر و مادر بود تا خودشان را با تفاوتهای یکدیگر وفق دهند، پس از جدا شدن برعهده فرزندان است و این کودکان هستند که باید بین تفاوتها سازش ایجاد کنند. کاری که اغلب برایشان بسیار گنگ و گیجکننده است و باید آن را به تنهایی و بدون یار و همراه انجام دهند).

بچهها اغلب با دو خانه و قوانین و ضوابط اخلاقی متفاوت روبرو میشوند
این موضوع میتواند برایشان شاق و طاقتفرسا باشد. مارکوارت چنین تجربهای را به عنوان «گرفتار شدن بین دو دنیا» توصیف کرده است. به خصوص وقتی والدین با یکدیگر اختلاف دارند کودکان از لحاظ حس وفاداری با تعارض روبرو میشوند: «اگر از بودن با یکی از آنها لذت ببرم، آیا این به این معنا است که از دیگری غفلت کردهام؟» این تعارض زمانی در کودکان تشدید میشود که والدین بخواهند با فرد دیگری ازدواج کنند.
آیا اگر دوست جدید مادرم / پدرم را دوست داشته باشم بیوفا هستم؟
هماهنگی والدین برای کارهای فرزندشان بعد از شروع زندگی جدید به چه شکل پیش میرود؟
در خانوادههایی که هر دو والد حضور دارند و امور خانه به خوبی پیش میرود، والدین وظیفۀ هماهنگ سازی تدارکات خانه و خانواده و سازماندهی امور را به عهده دارند.
این والدین هستند که دقت میکنند بچهها به برنامههایی که دارند (اعم از فعالیتها، نوبت دکتر، و غیره) برسند و نیازهایشان (از قبیل ناهار، پول، تجهیزات ورزشی، و امثال آن) تأمین شود.
پدر و مادر با تصمیمات روزانۀ مربوط به فرزندانشان روبرو هستند، تصمیماتی که برخی بزرگ و مهم و برخی دیگر جزئی است، مانند: آیا یک مهدکودک خاص امکانات کافی دارد، یا تعداد پرسنل آن کم است؟ آیا فلان بچۀ محل قلدر است و بچهها باید از او اجتناب کنند؟ آیا اشکالی ندارد که به خاطر یک فعالیت، بچهها در فعالیت مهم دیگری شرکت نکنند؟ آیا کودک بیش از حد به بازیهای کامپیوتری مشغول میشود؟ در محیطهای خانوادگی که کارکرد صحیحی دارند، پدر و مادر با همکاری یکدیگر تلاش میکنند راهکارهای منطقی و موجهی برای این سؤالات پیدا کنند.
اما وقتی والدین تصمیم میگیرند که زندگی تازهای را، جدا از یکدیگر، برای خود ایجاد کنند، هماهنگی بین آنها کاهش مییابد. افت قابل توجهی را در تعداد دفعات صحبت کردن والدین با یکدیگر در طول سه سال و نیم پس از جدایی مشاهده کردند.اجتناب از ایجاد ارتباط با گذشت زمان بیشتر میشود، و این عامل در احساس بسیاری از کودکان مبنی بر اینکه در دو دنیای متفاوت زندگی میکنند که به سختی با هم همپوشانی دارند، نقش دارد.
کودکان عموماً این طور تصور میکنند که والدین باید به خاطر آنها فداکاری کنند؛ با این حال، والدینی که در حال جدا شدن هستند نیازهای خودشان را به نیازهای فرزندانشان برتری میدهند (البته موارد استثناء احتمالی هم وجود دارد، از جمله خشونتهای خانگی و بیماریهای روانی). صرف نظر از اینکه کودکان در قضیۀ طلاق والدین تا چه اندازه برای خودشان مسئولیت شخصی قائل هستند، به هر حال مسئلۀ طلاق آنها را با این واقعیت روبرو میکند که پدر و مادر تصمیماتی گرفتهاند که آنها [فرزندان] در این تصمیمات در نظر گرفته نشدهاند.
همچنین، آنها را با حساسیتها و آسیبپذیریهای عاطفی والدین، از جمله شکست در حل و فصل اختلافات موجود در زندگی مشترک، مواجه میسازد. از آنجا که کودکان نمیتوانند پادرمیانی کنند، در رویارویی با آشفتگی عاطفی والدین اغلب نوعی احساس عجز و درماندگی را تجربه میکنند. در سطح عملی، فرزندان طلاق مجبورند ضمن تلاش برای ایجاد یک شیوۀ زندگی عملی و کارآمد در دو خانۀ مختلف، برخی چالشهای مرتبط با سازماندهی امور، از قبیل بردن و آوردن وسایل مدرسهشان را به طریقی با شرایط وفق دهند.
این نیاز به مقادیر زیاد سازماندهی برای همۀ کودکان بار و مسئولیت زیادی به همراه دارد، و برای برخی نیز طاقتفرسا و خردکننده است.
اینجاست که نقش مهم والدین در سازمان دهی یک رابطه خوب و موثر و تدوین یک برنامه موثر فرزندپروری پس از طلاق به شکل پررنگی دیده می شود:
لازم است والدین با مهارتهای برقراری انضباط، فرزندپروری موثر، ارتباط موثر و مهارتهای جانبی و کمک کننده دیگری چون همدلی، حل مساله و … با توجه به شرایط اختصاصی ناشی از طلاق آشنا شده و با به کار بردن آن ها جلوی درگیری بیشتر فرزندان در چالشهای ذاتی طلاق و آسیبهای ناشی از آن را بگیرند.


برنامه فرزندپروری چیست؟
در برخی کشورها، برنامه فرزندپروری یکی از اجزاء واقعی طلاق است که به دادگاه تسلیم میشود تا نشان دهد که چگونه هر دو والد موافقت کردهاند که فرزند یا فرزندان را تحت حمایت خود داشته باشند. اما در کشورهایی که این برنامه الزامی نیست هم، برای تامین انسجام، روال عادی، امنیت و ثبات برای فرزند یا فرزندان در هنگام طلاق و سالهای بعد از آن بسیار موثر است. این برنامه فرزندپروری میتواند یک سند دستنویس ساده باشد یا میتواند یکی از انواع قالبهای متعدد اسنادی باشد که در سطح اینترنت به طور رایگان موجود هستند. هر چه این برنامه مفصلتر و پرجزییاتتر باشد جای کمتری برای سوتفاهم یا سوء تعبیر در خصوص برنامه باقی میماند.
فواید برنامه فرزندپروری
اگر والدین مرتبا با یکدیگر در ارتباط نباشند، برنامه فرزندپروری میتواند تعیین کند که هر والد چگونه پروراندن کودک را پذیرفته است. اما حتی در صورتی که والدین به طور مرتب و مثبت با یکدیگر در ارتباط باشند، نیز، برنامه فرزندپروری این امکان را برای هر دو والد فراهم میکند که از این که موضوعات مختلف در خانه والد دیگر به چه نحو مورد رسیدگی قرار خواهند گرفت مطلع شوند و حدسیات را از تصمیمگیری کنار بگذارند.
جنبه دیگر مورد توجه این است که والدین دیگر شاهد تعامل کودک با والد دیگر در خانه خود نخواهند بود و فرصتی برای صحبت درباره مسائل مربوط به پرورش و تربیت کودک همچون زمانی که هر دو در یک خانه واحد زندگی میکردند نیز، وجود نخواهد داشت.
لذا با وقت گذاشتن و بحث کردن درباره موضوعات اصلی فرزندپروری بدون آن که واقعا به چشم ببینید، خواهند فهمید که والد دیگر به چه نحو نسبت به مسائل واکنش نشان میدهد و به آنها رسیدگی میکند و همچنین قادر به بیان تمایلات خود در خصوص نحوه رسیدگی به مسائل، خواهند بود .
محتوای برنامه فرزندپروری
هر برنامه فرزندپروری حداقل باید شامل موارد زیر شود:
- فرزندان کی، کجا و چگونه بین والدین رد و بدل خواهند شد.
- اگر برنامه زمانی تغییر یابد، چگونه به والد دیگر اطلاعرسانی شده و چه کسی این تغییرات را برای کودک توضیح میدهد؟
- رویههای روزانه شامل کارهای روزمره، ساعات خواب، انجام تکالیف، زمان صرف غذا، محدودیتها و حدود استفاده از تلویزیون، ویدئو یا کامپیوتر، پول تو جیبی، استفاده از ماشین، این که چه موارد انضباطی قابلقبول است و چه مواردی قابلقبول نیست.
- تصمیمگیریهای پزشکی مانند این که اگر کودک آن قدر بیمار باشد که امکان سپردن او به والد دیگر وجود نداشته باشد و یا اگر آن والد بیمار باشد چه باید کرد؟ آیا زمان، جبران خواهد شد؟ چه کسی در خصوص این مسئله تصمیمگیری میکند که والدی که زمان ملاقات خود با کودک را از دست داده، کی و چگونه این زمان جبرانی را دریافت خواهد کرد؟
- کودکان در چه سنی میتوانند بدون نظارت بزرگسالان تنها گذاشته شوند؟ به چه مدت زمانی؟ چه کسی از آنها مراقبت میکند؟ در صورتی که ناپدری یا نامادری در کار باشد تکلیف چیست؟
- چه کسی در مورد مسائل فوقبرنامه تصمیمگیری میکند؟ چه کسی هزینه آنها را میپردازد؟ چه کسی برای رسیدگی به آنها میرود؟ چه کسی تدارکات مورد نیاز را میخرد؟
- تعطیلات چگونه مدیریت خواهد شد به طوری که با حداقل تنش برای کودک همراه باشند؟ چه کسی با سایر اعضای خانواده صحبت خواهد کرد، خانوادههای گسترده چگونه درباره ایام تعطیلات به توافق میرسند؟ این مسائل درمورد تعطیلات طولانیتر یا خارج کردن کودک از کشور، چگونه است؟
- چه زمانی کودکان میتوانند به شریک زندگی جدید معرفی شوند؟ شریک زندگی جدید توسط کودک و والد دیگر چه خطاب خواهد شد؟
اگر شما در فضای جدایی هستید و نگران فرزندتان باید بدانید که:
داشتن یک برنامه فرزندپروری مناسب به شما و کودکتان در این مسیر تازه کمک بسیاری خواهد کرد و نوجان به همراه متخصصیناش کنار شماست تا از این شرایط سخت با امنیت گذر کنید.
همچنین شما میتوانید نظرات و پرسشهای خود را در ارتباط با فرزند پروری و طلاق در زیر همین پست با ما در میان بگذارید.

