آسیب ها و فواید فحش دادن از نظر روانشناختی
فحش دادن یا استفاده از زبان ناپسند در روابط اجتماعی، از دیرباز موضوع بحثبرانگیزی بوده است. بسیاری از افراد فحش دادن را رفتاری منفی و ناپسند میدانند، اما پژوهشهای علمی نشان میدهند که جدا از بعد فرهنگی و اجتماعی آن و آسیبی که میتواند در برخی اوقات به روابط بزند، فحش دادن میتواند فواید روانی و جسمی متعددی هم داشته باشد. در این مقاله، به بررسی فواید فحش دادن بر اساس تحقیقات علمی پرداخته و دلایل پشت این پدیده را بررسی میکنیم. همچنین به راههای کنترل فحش دادن در مکانهای مختلف میپردازیم.
قبل از اینکه ادامه مطلب را بخوانید، پیشنهاد میکنیم فایل صوتی زیر از خانم دکتر محمدی نسب را که به نوعی مکمل مطلب است، بشنوید:
تکامل فحش دادن در انسان
فحش دادن به عنوان یکی از جنبههای رفتاری و زبانی انسان، از دیرباز در فرهنگها و جوامع مختلف وجود داشته است. این پدیده نه تنها به عنوان یک ابزار ارتباطی بلکه به عنوان یک مکانیسم دفاعی و روانی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. در این مقاله، به بررسی چگونگی تکامل فحش دادن در انسان و شواهد موجود از استفاده از فحش در دورانهای مختلف تاریخی میپردازیم.
تکامل فحش دادن: نظریههای تکاملی
از دیدگاه تکاملی، فحش دادن میتواند به عنوان یک ابزار برای ابراز احساسات قوی و موقعیتهای بحرانی مورد استفاده قرار گرفته باشد. در دوران اولیه انسان، هنگامی که زبان به تدریج توسعه مییافت، فحش دادن میتوانست به عنوان یک وسیله برای نشان دادن قدرت، دفاع از خود، و تخلیه احساسات منفی مورد استفاده قرار گیرد. برخی از نظریهپردازان تکاملی معتقدند که فحش دادن میتواند به عنوان یک مکانیسم برای کاهش تنش و ایجاد احساس راحتی در موقعیتهای استرسزا عمل کند.


شواهد باستانشناختی و تاریخی
شواهد باستانشناختی و تاریخی نشان میدهند که استفاده از فحش و کلمات ناپسند در جوامع انسانی از دیرباز وجود داشته است. در متون باستانی، نظیر الواح سومری و مصری، شواهدی از استفاده از کلمات ناپسند به چشم میخورد. این متون اغلب شامل اشعار، نفرینها و هجوهایی هستند که از زبان ناپسند و فحش برای بیان احساسات و نظرات استفاده میکنند.
در یونان و روم باستان، استفاده از فحش و زبان ناپسند در تئاترها و ادبیات رایج بود. آثار نویسندگانی چون آریستوفان در یونان و پلوتوس در روم، نمونههایی از این نوع استفاده را نشان میدهند. این نویسندگان اغلب از زبان ناپسند برای نقد اجتماعی و سیاسی و همچنین برای ایجاد طنز و سرگرمی استفاده میکردند.
فحش در قرون وسطی و رنسانس
در دوران قرون وسطی و رنسانس، استفاده از فحش و کلمات ناپسند همچنان ادامه داشت. در این دوران، فحش دادن به عنوان ابزاری برای تخلیه خشم و ناراحتی و همچنین برای ایجاد تنش در ارتباطات اجتماعی مورد استفاده قرار میگرفت. در ادبیات این دوران، نویسندگانی مانند جفری چاسر و ویلیام شکسپیر نیز از زبان ناپسند و فحش در آثار خود بهره میبردند.
شکسپیر به طور خاص در نمایشنامههای خود از فحش و زبان ناپسند برای بیان احساسات و ایجاد تعارضات دراماتیک استفاده میکرد. این زبان به شخصیتها عمق بیشتری میداد و به بینندگان امکان میداد تا با احساسات و انگیزههای آنها بهتر ارتباط برقرار کنند.
فواید فحش دادن چیست ؟
در کنار آسیبها و مشکلات احتمالی فحش دادن، میتوان از منظر روانشناختی برخی فواید فحش دادن را نیز در ادامه آورد. طبعاً این بخش به معنای تشویق افراد به فحش دادن نیست. صرفاً بررسی این موضوع از منظر روانشناختی و با تکیه بر شواهد تجربی و علمی، مورد توجه ما است.
1. کاهش استرس و تنش
یکی از اصلیترین فواید فحش دادن، کاهش استرس و تنش است. پژوهشی که در سال 2009 توسط ریچارد استیونس در دانشگاه کیل انجام شد، نشان داد که فحش دادن میتواند درد را کاهش دهد. در این تحقیق، شرکتکنندگان دستان خود را در آب یخ فرو بردند و گروهی که اجازه داشتند در هنگام این کار فحش دهند، مدت زمان بیشتری توانستند درد را تحمل کنند نسبت به گروهی که مجاز به فحش دادن نبودند. این تحقیق نشان میدهد که فحش دادن میتواند به عنوان یک مکانیزم مقابلهای برای کاهش استرس و تحمل درد عمل کند .
2. تقویت پیوندهای اجتماعی
فحش دادن در محیطهای غیررسمی و دوستانه میتواند به تقویت پیوندهای اجتماعی کمک کند. بر اساس تحقیقاتی که توسط رابرت لایل و تیمش در دانشگاه مسی انجام شد، استفاده از زبان ناپسند در محیط کار میتواند به ایجاد روحیه همبستگی و دوستی بین همکاران کمک کند. این مطالعه نشان داد که فحش دادن در محیطهای کاری غیررسمی میتواند به عنوان یک ابزار برای ابراز صداقت و کاهش تنشهای کاری مورد استفاده قرار گیرد .
3. افزایش توانایی مقابله با مشکلات
استفاده از فحش به عنوان یک واکنش طبیعی به موقعیتهای چالشبرانگیز، میتواند به افزایش توانایی فرد در مقابله با مشکلات کمک کند. تحقیقاتی که در دانشگاه ایست آنگلیا انجام شده است، نشان میدهند که فحش دادن میتواند به افراد کمک کند تا احساس قدرت و کنترل بیشتری بر موقعیتهای دشوار داشته باشند. این واکنش طبیعی میتواند به افراد کمک کند تا با موقعیتهای استرسزا بهتر کنار بیایند و احساسات خود را بهتر مدیریت کنند .


4. بهبود سلامت روانی
پژوهشهای متعدد نشان میدهند که فحش دادن میتواند به بهبود سلامت روانی کمک کند. استفاده از زبان ناپسند به افراد اجازه میدهد تا احساسات منفی خود را به طور مستقیم و بدون سانسور بیان کنند. این فرآیند میتواند به کاهش احساسات منفی و افزایش احساس راحتی روانی کمک کند. مطالعهای که توسط تیمی از پژوهشگران در دانشگاه استنفورد انجام شد، نشان داد که فحش دادن میتواند به کاهش اضطراب و افسردگی کمک کند و احساسات منفی را تخلیه نماید .
5. جایگزین خشونت فیزیکی
ناسزاگویی به ما امکان میدهد که در جایی که تمایل داریم به خشونت فیزیکی متوسل شویم، بدون نیاز به خشونت فیزیکی یا چیزی تهدیدآمیزتر یا مضرتر، از شر افراد یا موقعیتهای بد خلاص شویم. در واقع در این موقعیتها، فحش دادن میتواند به عنوان نوعی والایش در نظر گرفته شود، جایی که ما خشم خود را با ناسزاگویی به جای دیگری هدایت میکنیم، که به عنوان یک راه خروجی “سالمتر” برای رهایی از احساسات منفی ما دیده میشود. فروید بر این باور بود که میتوان هنر، موسیقی، رقص، شاعری، تحقیق علمی و دیگر فعالیتهای خلاقانه را برای تسهیل جریان انرژیهای مختلف در جهت رفتارهای سازنده به کار برد .
6.پیوند اجتماعی
ناسزاگویی میتواند نشان دهد که ما عضوی جداشده از جامعه نیستیم. به همین دلیل است که فحش دادن/ناسزاگویی در میان دوستان میتواند باعث شود احساس کمی بهتری داشته باشید، وقتی با حس تائید از دیگران همراه است. اگر به درستی و تحت شرایط مناسب و با افراد یا گروه مناسب انجام شود، همچنین میتواند نشان دهد که ما باز، قابل اعتماد و سرگرمکننده هستیم، که باعث میشود در نظر دیگران دوستداشتنیتر و “واقعیتر” به نظر برسیم.
حالا که با برخی فواید فحش دادن آشنا شدهاید، توصیه میکنیم حتماً ادامه مطلب را نیز مطالعه کنید:
فحش دادن، در چه موقعیتی؟
اینکه فرد در چه موقعیتی فحش میدهد باید مورد توجه باشید. یک وقتی در تنهایی فحش میدهید (مثلاً به سیم هدفونِ بی نوا که در هم پیچیده) و یک وقتی در حضور دیگران. یک وقتی در حضور دیگران به یک چیز (مثلاً همان فحش دادن به همان هدفونِ بیجان، در حضور دیگران) یا تجربه (مثلاً شنیدن یک صدای ناگهانی ترسناک از یک خودرو از خیابان) یا فردی دیگری (مثلا بازیکن فوتبال تیم محبوبتان که موقعیت خوب گلزنی را از دست داده) فحش میدهید و یک وقتی به افراد حاضر فحش میدهید. دوباره این افراد حاضر هم دودسته میشوند، افرادی که با فحش دادن و شنیدن مشکلی ندارند و افرادی که فحش دادن (یا دستکم در آن موقعیت یا آن فحش خاص) را بی نمیتابند. هر کدام از این موقعیتها میتواند فحش دادن را به یک تجربه متفاوت تبدیل کند.


اگر زیاد فحش میدهی، مراقب این موضوع باش
فحاشی زیاد یا بددهانی، میتواند نشانه یک مشکل در فضای روانی ما باشد. وقتی دائماً به زمین و زمان بد و بیراه میگوییم، احتمالاً در حال تجربه کردن خشم و غم زیادی هستیم. در واقع، گاهی اوقات فحش دادن نشان دهنده این است که تاب و توان روان ما برای سازگار شدن با موقعیتها کم شده است.
اگر به کسی فحش میدهی، مراقبت این نکته باش
گاهی اوقات فرد در نتیجه نوعی ناکامی یا خشم، به چیزی یا زمین و زمان فحش میدهد. اینجا، طبیعتاً انتظار نداریم که پیامد مستقیمی گریبانگیر او شود. اما وقتی فرد در نتیجه خشمی که دارد، به یک فرد فحش میدهد، اینجا این توهین یا تحقیر به فرد مقابل، میتواند زمینهساز آسیبهای بعدی برای فرد باشد.نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که هرچه دلمان خواست به فرد مقابل بگوییم و بعد با یک عذرخواهی ساده، قضیه را رفع کنیم. پس اگر فحش دادن شما باعث رنجش و آزار اطرافیان شما شده است، توصیه میکنیم به آن دوباره فکر کنید.
گاهی اوقات در برخی جمعهای دوستی، کاری، خانوادگی و غیره، فحش دادن جزوی از فرهنگ آن جمع است و همانطور که در بالا آمد، میتواند به نوعی احساس راحتی در جمع کمک کند. اما همیشه اینطور نیست و بهتر است مراقب باشیم که فحش دادن ما در آن موقعیت به آن فرد خاص، چه تبعاتی میتواند برای رابطه ما داشته باشد. در صورتی که در کنترل کردن خشم خود و فحاشی، ناتوانیم، شاید بهتر است با یک رواندرمانگر صحبت کنیم.
خلاصهای از یافتههای علمی درباره فحش دادن
ما با بررسی مقالاتی که در 15 سال اخیر درباره فحش دادن منتشر شدهاند، خلاصهای از برخی از آنها را برای شما مرور میکنیم. تاکید میکنیم که این کار به معنای تشویق یا نفی این کار نیست، چرا که ما مخاطبان مجله روانشناسی نوجان کلینیک را فهیم تر از آن میدانیم که به آنها امر و نهی کنیم. صرفاً برخی از یافتههای علمی پیرامون فحش دادن را که بعضی از آنها پیشتر در این مطلب نیز مورد توجه قرار گرفتند، برای شما مرور میکنیم:
- فحش دادن و کاهش درد:
- تحقیقات نشان دادهاند که تکرار یک کلمه فحش به صورت مداوم میتواند تاثیرات هیپوالجسیک (کاهش درد) داشته باشد. این یافتهها نشان میدهند که فحش دادن میتواند به طور موقت درد را کاهش دهد.
- منبع
- فحش دادن و صداقت:
- مطالعهای در سال 2017 ارتباط بین فحش دادن و صداقت را نشان میدهد. این تحقیق بیان میکند که افرادی که بیشتر فحش میدهند، معمولاً صادقتر هستند. البته باید به خاطر داشته باشیم که این صرفاً یک پژوهش است و بیانگر یک رابطه صد در صدی میان این دو پدیده نیست. به عبارتی، اینطور نیست که تمام افرادی که فحش میدهند افراد صادقتری باشند و برعکس. صرفاً در این پژوهش، میان فراوانی و شدت فحش دادن شرکت کنندگان و نمره آنها در ویژگی صداقت، نوعی همبستگی مثبت دیده شده است. در روانشناسی و به طور کلی علوم انسانی، لازم است به خاطر داشته باشیم که همبستگی به معنای علیت نیست و برعکس.
- منبع
- قدرت فحش دادن:
- تحقیقات اخیر نشان میدهند که فحش دادن یا حتی فقط شنیدن کلمات فحش میتواند منجر به تغییرات فیزیولوژیکی شود و باعث افزایش تحریکپذیری افراد گردد.
- منبع
- فحش دادن، هویت و قدرت در تعاملات حرفهای:
- فحش دادن به زبان مادری میتواند وزن احساسی بیشتری داشته باشد. همچنین، فحش دادن به زبان دوم ممکن است تاثیرات متفاوتی داشته باشد.
- منبع
- تاثیر فحش دادن بر درک شنونده:
- مطالعات نشان میدهند که فحش دادن میتواند بر ادراکات شنونده از گوینده تاثیر بگذارد. برخی از تحقیقات نشاندهنده تاثیرات مثبت و برخی دیگر نشاندهنده تاثیرات منفی هستند. اینکه کجا تاثیرات مثبت ایجاد میشود و کجا تاثیرات منفی، به فضای ارتباطی دو طرف بستگی دارد.
- منبع
این مطالعات نشان میدهند که فحش دادن میتواند تاثیرات متنوعی بر فرد و محیط اطراف او داشته باشد، از کاهش درد گرفته تا افزایش تحریکپذیری و حتی تاثیر بر صداقت و هویت افراد.

چطور فحش دادن را کنترل کنم و کمتر فحش دهم؟
همانطور که در بالا آمد، فحش دادن میتواند نوعی راهبرد برای تنظیم هیجان به شمار رود. اما طبعاً استفاده از راهبردهای کم خطرتر و کم خطاتر در تنظیم هیجان همیشه میتواند به سلامت و بهزیستی ما کمک کند. در صورتی که احساس میکنید، فحش دادن شما خارج از کنترلتان است، چند توصیه برای کنترل فحش دادن شما داریم. شاید در وهله اول مهمترین نکته این باشد که پاسخ این سوالات را بدانیم:
- من به عنوان انسان به طور کلی چرا ممکن است فحش دهم؟ فحش دادن چه کارکردی دارد؟ جدا از بکن نکن های اجتماعی و آداب اجتماعی، روانشناسی چه چیزی درباره فحش دادن به من میگوید؟ مطلبی که خواندید، میتواند تا حد خوبی اطلاعات شما در این زمینه را افزایش داده باشد.
- من به طور خاص چرا فحش میدهم؟ در چه موقعیت هایی بیشتر فحش میدهم؟ وقتی فحش میدهم چه احساسی به خودم دارم؟ فحش دادن من چه تاثیری بر روابطم دارد؟
در واقع در وهله اول بهتر است که نوعی نگاه درست به این پدیده داشته باشیم تا متوجه شویم این رفتار در ما به شکل عمومی و اختصاصی در چه بستری رخ میدهد.
در گام بعد، نیاز به راهبردهای تنظیم هیجان پیدا میکنیم. از آنجا که فحش دادن، غالباً واکنشی به احساسی ناخوشایند در درون ما است، لازم است برای کنترل واکنش مان در برابر موقعیتهای مختلف، ابتدا متوجه احساسمان شویم. در واقع کسی که مهارت تنظیم هیجان خوبی ندارد و با احساساتش آشنا نیست، نمیتواند به درستی احساساتش را مدیریت کند و کنترل چندانی روی واکنشش نسبت به رویدادهای هیجانی ندارد. تنظیم هیجان در فحش دادن به طور خلاصه میتواند شامل این دو نکته شود:
- شناسایی موقعیتهایی که فحش میدهم. در آن موقعیتها چه احساسی پیدا میکنم؟ نام آن احساس یا احساسها چیست؟
- این احساس را با چه روشهای بهتری میتوانم بروز دهم؟ امکان ابراز خشمم را دارم؟ روشهای صحیح و مناسبی برای بیان احساسم آموختهام؟
همانطور که در بالا آمد، شاید فحش دادن برخی موقعیتها. نظیر موقعیتهای ناگهانی و پر از هیجان که ممکن است به ندرت در زندگی فرد رخ دهد، اجتناب ناپذیر باشد. با این حال، ما میتوانیم و قرار است که به عنوان افراد بزرگسال، کنترل مناسبی روی هیجانات و واکنشهایمان به رویدادهای هیجانی داشته باشیم تا بتوانیم بهزیستی بهتری در زندگیمان ایجاد کنیم.
نتیجهگیری
در نهایت، هر چند فحش دادن به طور کلی به عنوان رفتاری ناپسند در بسیاری از فرهنگها تلقی میشود، اما پژوهشهای علمی نشان میدهند که این رفتار از دیربار با بشر همراه بوده و میتواند فواید روانی و جسمی قابل توجهی داشته باشد. از کاهش استرس و افزایش تحمل درد گرفته تا تقویت پیوندهای اجتماعی و بهبود سلامت روانی، فحش دادن میتواند نقش مهمی در مقابله با چالشهای روزمره داشته باشد.
البته، استفاده از زبان ناپسند باید با احتیاط و در محیطهای مناسب انجام شود تا از تبعات منفی اجتماعی آن جلوگیری شود. در نهایت، آنچه مهم است، این است که ما رفتارهایمان را با شواهد علمی و تجربی درک کنیم و تلاش کنیم کنترلی هرچه بیشتر روی رفتارهایمان و احساساتمان داشته باشیم و از هر ابزاری، آنجایی استفاده کنیم که برای ما و محیط ما مناسب تر است و آسودگی بیشتری در زندگی مان فراهم می آورد.
ما کوشش کردیم در این مطلب از مجله روانشناسی نوجان کلینیک، مقداری از یافته های پژوهشی علم روانشناسی درباره این رفتار را با شما به اشتراک بگذاریم. اما میدانیم یک مطلب در این زمینه کافی نیست و هنوز سوالات زیادی در این باره وجود دارد. میتوانید در بخش نظرات، هر سوال یا نظری در این باره دارید با ما در میان بگذارید.

