معنای زندگی
در آستانه شروع سال جدید هستیم، خوب است به پشت سر نگاه کنیم به آنچه گذراندیم، آیا معنایی برای آنچه از سر گذراندید دارید؟ شما به دنبال یافتن معنای زندگی هستید؟
میل به جست و جو و به دست آوردن معنایی در زندگی، عنصری اساسی در زندگی انسان به شمار میرود انسانها تنها جاندارانی هستند که قادر به در کنار هم قرار دادن تجارب و رویدادهای زندگی و بیرون کشیدن معنا از میان آنها هستند. این کشش به سمت معنا، مکانیزمی است که از طریق آن انسانها میکوشند ثباتی در در زندگی بیثبات ایجاد کنند.
از معنای زندگی تعاریف مختلفی ارائه شده است اما اغلب این تعریفها از معنای زندگی به نوعی احساس در فرد اشاره دارند که او را به سمت یک هدف مشخص و ارزشمند در زندگی هدایت میکند و به او احساسی از معنا داشتن در زندگی و مهم بودن میدهد.
افراد زمانی معنا را درک میکنند که زندگیشان از ارتباط و معنایی فراتر از خودشان برخوردار باشد و معتقد باشند که بودنشان با اهمیت است و بر دیگران تاثیر میگذارد.
با پیشرفت پژوشها در حوزهی روانشناسی مثبت، توجه به معنای زندگی نزد متخصصان این حوزه نیز بیشتر شده است. پژوهشهای گوناگونی به نقش پررنگ معنا در زندگی افراد پرداختهاند و از جمله آن را عاملی محافظت کننده در برابر خودکشی و خشونت، بهبود تنظیم هیجان و بهبود ثبات هیجانی افراد شناختهاند.
معنا نه تنها یک انگیزهی درونی برای انسان به شمار میرود، بلکه سازهای است برای پیشگیری از بیماری، بهبود سلامتی و سازگاری موفقیت آمیز با شرایط یک زندگی دائماً در حال تغییر.


تا کنون روانشناسان متعددی به موضوع معنای زندگی پرداختهاند که از میان آنها ویکتور فرانکل عموماً به عنوان پیشگام پژوهش در این حوزه شناخته میشود.
فرانکل معتقد بود که عملکرد افراد زمانی در بهترین حالت خود قرار دارد که یک معنا و ماموریت منحصر به فرد در زندگی خود ادراک کنند و به سمت هدفی خاص در زندگی کشیده شوند. آثار فرانکل موجب ایجاد پژوهشهای جدید شد. فرانکل معنای زندگی را محدود به موضوع خاصی نظیر نوعدوستی، پیشرفت یا شهرت نمیداند و معتقد است رسیدن به معنای زندگی شخصی در یک فرآیند جست و جوی معنا آغاز میشود و ممکن است پس از مدتی به سرانجام برسد.
در سالهای اخیر استگر نیز روانشناس دیگری است که در زمینهی معنا پژوهشهای فراوانی داشته است. او نیز معتقد است در نظریه و پژوهش مربوط به معنا دو بعد مهم معنا در زندگی جلوهگر شده است.
بُعد نخست به میزان ادراک افراد در خصوص با معنا و هدفمند بودن زندگیشان اشاره دارد که اینجا تحت عنوان«وجود معنا» مورد اشاره قرار میگیرد.
بُعد دوم، به میزان درگیری افراد در راستای «جستجوی معنا در زندگی» مربوط میشود. وجود معنا در زندگی در واقع تجربیات و دغدغههای پوچ و پیش پا افتادهی زندگی روزمره را به احساس هدف، ماموریت و ارزشمندی تبدیل میکند.
وجود معنا در زندگی و یا آوردن آن به زندگی (به وسیلهی روشهای درمانی نظیر معنادرمانی) در افزایش بهزیستی افراد و کاهش آسیبهای روانشناختی موثر است.
پژوهشهای متعددی در این زمینه به تاثیر مثبت معنا در حوزههای مختلف اشاره کردهاند که از جملهی این پژوهشها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تاثیر معنادرمانی گروهی در افزایش سلامت، زنان تاثیر معنادرمانی بر رنج کشیدن، یافتن معنا و بهزیستی معنوی نوجوانان مبتلا به سرطان ، اثربخشی معنادرمانی بر کیفیت زندگی افرد سالمند، اثربخشی برنامههای معنادرمانی در کاهش احساس بیمعنایی بیماران مبتلا به فلج، اثربخشی معنادرمانی گروهی بر سلامت روان و کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه، اثربخشی معنادرمانی گروهی بر کاهش میزان افسردگی دانشجویان و اثربخشی معنادرمانی فرانکل بر سلامتی (کاهش احتمال گرایش به اعتیاد و افزایش بهزیستی روانشناختی) در دانشجویان مبتلا به افسردگی.
نقش پررنگ معنای زندگی در معنای زندگی در میان دانشجویان نیز به طور خاص مورد مطالعه قرار گرفته است و اثربخشی معنادرمانی به شکل گروهی یا انفرادی در کاهش آسیبهای روانشناختی و محافظت از سلامت روانی مطرح شده است.
وجود پژوهشهای فراوان در زمینهی تاثیرات پررنگ معنا در زندگی افراد جامعه، این سوال را پیش میآورد که معنای زندگی افراد از چه منابعی سرچشمه میگیرد.
در مطالعات انجام شده در این حوزه تاکنون، به منابعی نظیر خانواده و رابطهی عاطفی ،سلامتی، تعهد داشتن به هدفی منحصر به فرد و هدفمند بودن زندگی، عشق، اخلاقیات و تعالی دست یافتهاند. فرهنگ میتواند بر معنای زندگی افراد تاثیر بگذارد.
انسان در دورهای تحولی مختلف نیز ممکن است منابع متفاوتی برای معنای زندگی باشد شما در چه دوره سنی هستید؟ و به نظرتان معنای زندگی شما از چه منابعی سر چشمه میگیرد؟ و تا کنون به معنای زندگی خود فکر کردهاید؟


2 دیدگاه ارسال دیدگاه جدید
بسیار مفید بود
مثل همیشه عالی بود