آنچه در این مقاله میخوانید
منطقهای خطرناک به نام منطقه امن زندگی
نویسنده:خانم سمیه منصوری-روانتحلیلگر
همه ما دوست داریم رشد کنیم، تجربیات جدیدی کسب کرده و بهتر زندگی کنیم اما معمولاً این اهداف به سادگی محقق نمیشوند، چرا؟
چون لازمهی همهی اینها این است که از منطقه امن زندگی خود خارج شویم و البته این کار سختترین کار دنیاست.
منطقه امن زندگی یک محدوده روانی است که عامل بسیاری از محدودیتها و عدم رشد و پیشرفت افراد است، در روانشناسی منطقه امن زندگی اینگونه تعریف میشود ” حالتی از ذهن و رفتار که شخص در آن هیچگونه اضطراب و استرسی احساس نمیکند، الگوی رفتاری محدودی دارد و معمولاً تغییر و پیشرفتی در عملکردش مشاهده نمیشود و از پذیرفتن ریسک دوری میکند”.
به طور کلی و در توصیف منطقه امن زندگی میتوان گفت که وقتی افراد به یک سطحی از رفع نیازهای اولیه و لازم خود میرسد ترجیح میدهد در این شرایط ثابت بماند زیرا یک احساس آرامش و راحتی برای فرد ایجاد میشود، اما پس از مدتی اگر تغییری در روند زندگی فرد ایجاد نشود این آرامش شبیه به یک روتین کسل کننده میشود و باعث سرخوردگی و ناامیدی میباشد و عملکرد فرد را برای پیشرفت و موفقیت مختل میکند.
به طور مثال فردی را در نظر بگیرید که در اولین قدم کاری مشغول به فعالیت در یک موقعیت شغلی میشود و از آن رضایت دارد اما پس مدتی نیاز به پیشرفت و موفقیت فرد تأمین نمیشود و فرد هیچگونه ریسکی برای بهتر شدن شرایط شغلی انجام نمیدهد، زیرا نگران از دست دادن همان شغل اولیه و ساده است بنابراین در همان الگوی اولیه و همان محدوده روانی امن خود فعالیت میکند و در طول زمان فرسوده و ناامید میشود.
چرا منطقه امن زندگی خطرناک است؟
الزاماً همه مناطق امن درونی ما بد نیستند و قرار نیست همه این محدودههای روانی را باز کنیم اما در اکثر موارد حضور مداوم در منطقه امن زندگی باعث میشود فرد خلاقیت و ریسک پذیری لازم برای رشد فردی خود را از دست بدهد و هیچ پیشرفت مناسب با شخصیت خود احساس نکند، این حالت باعث میشود فرد بعد از مدتی با زندگی نزیسته خود روبه رو میشود.
آرزوها، اهداف و تجارب مختلفی که فرد میتوانست تجربه کند ولی به دلیل ترس از شکست و اضطراب از دستیابی به همه آنها باز مانده و این شرایط باعث ایجاد یک حس درماندگی در فرد میشود و تکرار مداوم این شرایط در طول زمان فرد را فرسوده و ناامید میکند.
چرا افراد منطقه امن زندگی را ترک نمیکنند؟
دفاعهای روانی افراد که در کودکی شکل میگیرند از عوامل مهم حضور فرد در منطقه امن زندگی هستند، به این صورت که دفاعهای روانی ما طوری طراحی شدهاند که از ما در مقابل هیجانات ناخوشایند محافظت کنند، اما گاهی این دفاعهای روانی آسیبزا میشوند و باعث میشود یک دیوار محکم و درونی ایجاد شود و عامل بازدارندهای برای لمس تجربیات جدید میشوند، بخصوص اینکه تجربیات جدید همیشه با مقداری ترس و اضطراب همراه است.
در این حالت فرد به طور ناخوداگاه تمایل به ماندن در منطقه امن و دوری از تجربیات جدید را دارد تا از خودش در مقابل احساسهای ناخوشایند محافظت کند.

چرا باید از این منطقه امن زندگی بیرون بیاییم ؟
بعد از مدتی یک بخش وجودی فرد که نیاز به رشد و پیشرفت دارد از این تکرار ساده و بدون رشد و یادگیری خسته شده و در تعارض قرار میگیرد، این تعارض یک عامل محرک و انگیزه بخش برای شروع حرکت و لمس تجربیات جدید است.
در این موقعیت فرد باید انتخاب کند که به عقب برگردد و همان روتین ساده را انجام بدهد یا برای تجربههای جدید آماده شود و با ترس و اضطراب بهینه روبه رو شود.
انتخاب راه دوم یک انتخاب سالم برای افراد است، روبه رو شدن با هیجانات ناخوشایند در مسیر رشد برای خواستهها و اهدافمان لازم و حیاتی است و بدون روبه رو شدن با هیجانات ناخوشایند که یک بخش لازم و حیاتی دنیای درونمان است نمیتوانیم رشد کنیم و به یادگیری برسد.
مزایای خروج از منطقه امن زندگی
مزایای خارج شدن از منطقه امن زندگی برای فرد به طور کلی در 4 مورد خلاصه میشود.
1- خودشکوفایی:
خودشکوفایی یعنی هر انسان سالمی بعد از رفع نیازهای اولیه به سمت رشد و پیشرفت فردی حرکت کند، این مفهوم زمانی میتواند ایجاد شود که فرد از منطقه امن فاصله بگیرد و شروع به تلاش برای رسیدن به اهداف و آرزوهایش کند، و از روبه رو شدن با چالش و ترس نگران نشود.
2-رشد ذهنی با پذیرش شکست :
رشد ذهنی ما زمانی بهتر و بیشتر میشود که درک کنیم شکست خوردن یک اتفاق وحشتناک نیست و قرار نیست تمامیت فرد را به خطر بیندازد، رشد ذهنی یعنی از شکست خوردن و تجربه کردن نترسیم و آگاه باشیم که شکستها با همه ناخوشایند بودنشان اما قسمت مهمی از زندگی هستند و قسمت بزرگی از معنای زندگی را تشکیل میدهند زیرا فرد را با ابعاد مختلف جهان و احساسات مختلف بخصوص احساسات ناخوشایند روبه رو میکند.
3- انعطاف پذیری :
ما در زندگی همیشه با اتفاقات پیش بینی نشده روبهرو میشویم که قدرت کنترل کردن این مسایل را نداریم، بنابراین باید بتوانیم در موقیعیتهای پیش بینی نشده منعطف باشیم، نترسیم و سازگار باشیم، گذر از منطقه امن زندگی و پذیرش احساسات ناخوشایند باعث یادگیری و رشد بیشتر فرد میشود، فرد در جهان بینی زندگیاش به این نتیجه میرسد که انعطاف پذیری و سازگاری در شرایط سخت برای موفقیت و رشد بسیار مؤثر است و ایجاد این انعطافپذیری به کمرنگ شدن ترس و نگرانی از تجربه هیجانات ناخوشایند کمک میکند.
4- خودکارآمدی:
گذر از منطقه امن زندگی و رسیدن به اهداف معقول باعث میشود فرد عزت نفس مناسبتری برای خود ایجاد کند و احساس رضایت و کارامدی بیشتری از خود داشته باشد و به طبع این حس کارامدی در فرد به عملکرد بهتر و جسورانه فرد هم کمک شایانی میکند.
خروج از منطقه امن زندگی
اولین و مهمترین مسئله برای خروج از منطقه امن پذیرش اضطراب و هیجان ناخوشایند است، پذیرش اینکه برای داشتن جهان بزرگتر باید تجربه ترس و اضطراب بهینه را داشته باشیم، این پذیرش میتواند جسارت فرد را در شکستن منطقه امن زندگی بیشتر کند.
بعد از پذیرش اینکه هیجان ناخوشایند لازم و ضروری است باید قدمهای کوچک و چالشهای متفاوت با روتین روزمره ایجاد کرد، اهدافی که باید متناسب با توانایی فرد و البته متفاوت با روتین زندگی فرد باشد. آموختن مهارتهای جدید و تلاش برای ایجاد خلاقیت یکی از مسیرهایی است که به ترک منطقه امن زندگی کمک میکند، در این مسیر سخت یک درمانگر میتواند اثر حمایتی و امنی را در کنار فرد با همدلی و امنیت داشته باشد.
نوجان کلینیک با داشتن درمانگران مجرب همیشه در کنار شما خواهد بود و شما میتوانید برای مشاوره آنلاین از طریق لینک زیر با ما در ارتباط باشد.

2 دیدگاه ارسال دیدگاه جدید
در ابتدا پارادوکس تیتر مقاله جذبم کرد و بعد مطالب انقدر مفید و خلاصه بود که از خوندش لذت بردم.ممنونم
ممنون از نظرتون