آنچه در این مقاله میخوانید
موازنه قدرت در روابط زوجی
شاید خیلی از ما وقتی از مسئلۀ قدرت در روابط زوجی و عاطفی صحبت میشود، تعجب کنیم. مگر رابطۀ زوجی نباید با عشق و محبت و توجه به یکدیگر و حتی گاهی با ازخودگذشتگیهایی از سوی زوجین همراه باشد؟ پس در این میان چه جایی برای اِعمال قدرت باقی میماند؟ اما واقعیت این است که قدرت، تقسیم و موازنۀ آن هم از مواردی هستند که در زندگی زوجین اهمیت پیدا میکنند و حتی میتوانند مشکلساز شوند. موقعیتی را تصور کنید که میخواهید به همراه همسرتان به دیدار خانوادهتان بروید ولی همسرتان پس از یک روز پرفشار کاری فقط دوست دارد جلوی تلویزیون بنشیند و استراحت کند. یا تصور کنید در برنامهریزی برای تعطیلات نوروز با همسرتان توافق نظر ندارید. در چنین موقعیتهایی چه باید کرد؟ چه کسی در نهایت نظرش را به کرسی مینشاند؟
شاید شدیدترین حالت اِعمال قدرت، تصمیمگیری یکطرفه برای جدایی و قطع رابطه باشد؛ وقتی یکی از طرفین تصمیم میگیرد رابطۀ دوستی یا زناشوییاش را پایان دهد، در حالی که طرف مقابل اصلاً چنین تصمیمی ندارد و حتی نمیتواند قطع رابطه و جدایی را تصور کند. در این حالت، زوجی که از قدرت بیشتری برخوردار است از قدرتش استفاده میکند و برای کل رابطه تصمیم میگیرد.
آیا زوج های موفق هم موازنه قدرت با هم را دارند؟
ممکن است اینطور به نظر برسد که زوجهای موفق در همۀ موارد با هم توافق داشته و اصلاً در این زمینه مشکلی با هم ندارند. اما واقعیت چیز دیگری است. برای همۀ زوجین پیش میآید که در موقعیتهایی با هم موافق نباشند و هر دو برای به کرسی نشاندن حرفشان یا به عبارت دیگر، برای اعمال قدرت، تلاش کنند. در این قبیل موارد معمولاً یک الگوی تکراری اتفاق میافتد، یعنی یکی از طرفین کوتاه میآید و نظر دیگری را میپذیرد. حتی شاید پس از تکرار هربارۀ این الگو، یکی از زوجین کلاً خود را از چنین موقعیتهایی کنار بکشد و حق انتخاب رفت و آمدها، تفریحات، فعالیتهای زوجی، سرمایهگذاریها یا موارد دیگر را به طور کامل به طرف مقابل تفویض کند. در این حالت یکی از زوجین به فرد تصمیمگیرنده و دیگری به فرد مطیع و پذیرا تبدیل میشود.
حالا شاید با خودتان بگویید این که روش بدی نیست، هرچه نباشد از تنش و تعارض و بحثهای بیهوده جلوگیری میکند. اما باید بگوییم که این روش، خوب هم نیست. چرا؟ چون در این حالت موازنهای میان قدرت زوجین وجود ندارد و هرچه که هست در ید قدرت یکی از آنهاست. پیام ضمنی این روشِ تقسیم قدرت این است که «نظرات و خواستههای من از نظرات و خواستههای تو مهمترند!»


روش های مقابله با موازنه قدرت در روابط زوجی و عاطفی
پس در چنین مواردی چه میشود کرد؟ زوجین برای حل و فصل اختلاف نظرها معمولاً از یکی از این روشها استفاده میکنند:
همانطور که گفتیم گاهی در چنین موقعیتهایی یکی از طرفین نظر طرف مقابل را میپذیرد و با او همکاری میکند. این روش در صورتی قابل پذیرش است که جهت آن همیشه یکسویه نباشد و توازنی میان قدرت دو طرف وجود داشته باشد. گروه دیگری از زوجین عملاً بر سر قدرت میجنگند و تمام توانشان را برای در اختیار گرفتن قدرت به کار میبرند. خیلی از مشکلات زوجی از همین مبارزات بیامان زوجین بر سر قدرت نشئت میگیرد. روش دیگرِ زوجها در چنین مواردی این است که عطای رابطه را به لقایش میبخشند یا تظاهر به این کار میکنند. حتماً جملۀ آشنا اما ناخوشایند «یا این یا من! یکی را انتخاب کن!» را شنیدهاید. این روش، قویترین شیوۀ اعمال قدرت است و طی آن، یکی از طرفین حاضر است کل رابطه را برای اعمال قدرت به خطر اندازد.
درست است که گاهی رابطه به قدری آسیبدیده و نامتوازن است که واقعاً قطع آن بهتر از ادامهاش است، اما در مواردی هم این روش فقط دستاویزی برای اعمال قدرت بیشتر و داشتن سهم بیشتری از خوان قدرت است.
دوام رابطه با وجود موازنه قدرت
حالا شاید بپرسید، پس با این حساب رابطهها چطور دوام میآورند؟ برای جواب دادن به این سؤال بیایید به زوجهای موفق نگاهی بیندازیم و ببینیم راز موفقیتشان چه بوده است. راز موفقیت آنها اعتماد است؛ اعتماد متقابل. اعتماد به اینکه هر دو آنها به نیازهای طرف مقابل به اندازۀ نیازهای خودشان اهمیت میدهند. اعتماد به اینکه هیچیک درگیر بازی قدرت نشدهاند و به کرسی نشاندن حرفشان به هدف اصلیشان تبدیل نشده است. اعتماد به اینکه میتوانند به راحتی دربارۀ احساسات و مشغولیات ذهنیشان حرف بزنند و با پذیرش و همدلی طرف مقابل روبرو شوند. آنها میدانند که تمام رابطه حول محور قدرت نمیگردد و چیزهای مهمتری مانند صمیمیت، عشق، احترام و اعتماد در رابطه وجود دارد. در رابطۀ آنها، قدرت هر بار جابجا میشود و در مجموع متوازن است.
درست است که اعتماد محصول یک روز و دو روز نیست. حتماً مدتی زمان میبرد تا این پیوند بین زوجین شکل گیرد، اما اعتماد چیزی است که ارزش تلاش کردن را دارد و رابطۀ زوجی را از بسیاری از آسیبها دور نگه میدارد.

2 دیدگاه ارسال دیدگاه جدید
این موازنه همیشه در همه ی روابط به نظرم هست که هر کسی با روش های مختلف باهاش روبرو میشه
این که چطور باهاش کنار بیاییم مهمه
ممنون بابت راهنماییتون
بسیار عالی