نحوه رفتار با فرد ترومازده به صورت درست یعنی اینکه بدانید قرار نیست او را درست کنید؛ کافیست در کنارش بمانید، بدون قضاوت گوش بدهید، به احساساتش اعتبار بدهید، عجلهای برای خوبشدنش نداشته باشید و به مرزهایی که برای حفظ امنیت روانیاش ساخته است احترام بگذارید. وقتی با فردی روبهرو میشویم که دچار تروما شده، اولین و مهمترین نکته این است که باید مراقب باشیم چه کارهایی ممکن است وضعیت او را بدتر کند. در تروما، سیستم عصبی وارد حالت هشدار میشود و ذهن بهجای آرامش، مدام دنبال خطر میگردد. در این شرایط، برخی از واکنشهای رایج اطرافیان ممکن است ناخواسته درد فرد ترومازده را بیشتر کند.
توضیحات آقای دکتر فلاح، (رواندرمانگر رجیستر شده در بریتیش کلمبیای کانادا) را میتوانید برای بهره بردن بهتر از این مطلب بشنوید.
تروما چیست؟
تروما به تجربههای روانی و جسمی ناشی از حوادث شدید گفته میشود که اثرات آن میتواند در ذهن و بدن فرد باقی بماند. این تجربهها میتوانند شامل آسیبهای فیزیکی، روانی یا اجتماعی باشند که فرد را در وضعیت هشدار قرار داده و توانایی واکنشهای عادی را کاهش میدهند. تروما ممکن است به شکلهایی مانند آسیبهای فردی، بلایای طبیعی یا تروما جمعی (مثل جنگها و بحرانهای اجتماعی) ظاهر شود.

چگونه با فردی که دچار تروما شده است رفتار کنیم؟
نحوه رفتار با فرد ترومازده بسیار حائز اهمیت در روابط انسانهاست. این ارتباط بیش از هر چیز نیازمند صبوری، همدلی و احترام به مرزهای اوست. لازم نیست او را وادار به صحبت کردن یا زود خوب شدن کنیم؛ گاهی امنترین حمایت فقط حضور آرام، گوشدادن بدون قضاوت و پذیرفتن احساسات اوست. ثبات در رفتار، پرهیز از شوخی یا واکنشهای ناگهانی، و دادن حق انتخاب حتی در تصمیمهای کوچک به فرد کمک میکند تا دوباره احساس امنیت و اختیار را تجربه کند. هدف اصلی در نحوه رفتار با فرد ترومازده، مسیر حل فوری مشکل نیست، بلکه کمک به آرامتر شدن بدن و ذهن فرد و همراهی محترمانه در مسیر بهبود اوست.
خطاهای رایج در برخورد با افراد ترومادیده
- کوچکسازی و بیاعتبار کردن: جملاتی مانند «چیزی نیست»، «تموم شد دیگه» یا «باید قوی باشی» ممکن است با نیت خوب گفته شوند، اما پیام پنهانی که به فرد منتقل میکنند این است: «رنج تو جدی نیست.» تروما فقط یک حادثه بیرونی نیست؛ بلکه تجربهای است که در بدن و روان باقی میماند. کوچکسازی و نادیده گرفتن آن میتواند باعث شود فرد احساس تنهایی، عصبانیت و آشفتگی بیشتری کند.
- فشار برای تعریف کردن و توضیح دادن: گاهی اوقات فکر میکنیم اگر فرد همه چیز را تعریف کند، بهتر میشود، اما اگر او آماده نباشد، مجبور کردنش به گفتن جزئیات میتواند باعث بازآسیبدیدگی شود. بازگوییِ زودهنگام، بدون اینکه فرد توان آرامسازی داشته باشد، مشابه باز کردن یک زخم تازه است.
- عجله برای حل کردن و دستور دادن: زمانی که بدن فرد در حالت بقا است، تصمیمگیری سختتر میشود. بنابراین، فشار آوردن برای تصمیمگیریهای فوری یا گفتن عباراتی مثل «همین الان باید این کار را بکنی»، ممکن است اضطراب را افزایش دهد. در این مرحله، هدف اصلی حل کامل نیست؛ بلکه هدف این است که فرد کمی آرامش یابد و بتواند قدم بعدی خود را ببینید.
- رفتارهای غیرقابل پیشبینی: شوخی ناگهانی، تغییر تندِ لحن، یا واکنشهای متناقض ممکن است حس ناامنی ایجاد کند. بسیاری از افراد پس از تروما به ثبات و پیشبینیپذیری حساستر میشوند، زیرا مغز آنها مدام در جستوجوی نشانههای خطر است. بنابراین، این نوع رفتارها میتواند آسیب بیشتری وارد کند.
- قضاوت کردن واکنشها: برخی افراد پس از تجربه تروما بیحس میشوند، برخی گریه میکنند، برخی عصبی میشوند و دیگران گوشهگیر میشوند. این واکنشها همیشه به معنای ضعف یا اغراق نیستند. گفتن جملاتی مانند زیادی حساسی یا بس کن دیگه به این معنی است که ما واکنش طبیعی بدن را نمیپذیریم و در واقع، از فرد خواستهایم تا احساسات خود را سرکوب کند.
- کنترل کردن زندگی فرد به جای حمایت کردن: گاهی اوقات، از سر نگرانی، همه چیز را کنترل میکنیم و بهجای فرد تصمیم میگیریم. اما این کار میتواند حس بیاختیاری را در فرد تشدید کند. تروما معمولاً با حس بیاختیاری همراه است. کمک واقعی این است که فرد دوباره حس انتخاب و اختیار را تجربه کند، حتی اگر انتخابها کوچک باشند.

انواع تروما: فردی و جمعی
تروما به دو دسته اصلی تقسیم میشود:
- تروما فردی: ناشی از حوادث یا آسیبهای شخصی مانند تصادفات، خشونت، تجاوز، یا بیماریهای جدی که بهطور مستقیم فرد را تحت تأثیر قرار میدهد.
- تروما جمعی: به آسیبهای روانی ناشی از وقایع اجتماعی یا گروهی مانند جنگها، بلایای طبیعی یا بحرانهای اجتماعی اشاره دارد. در مواقعی که فرد دچار تروما جمعی است، بسیار ضروری است که اطرافیان و جامعه از فرد حمایت کنند. در چنین شرایطی، کمک اجتماعی و حمایت جمعی میتواند به تسهیل روند بهبودی فرد ترومازده کمک کند.
نحوه رفتار با فرد ترومازده در ترومای فردی:
در تروماهای فردی، نحوه رفتار با فرد ترومازده به شکل احترام به حریم شخصی و مرزهای اوست که اهمیت ویژهای دارد. بهتر است بدون اصرار برای توضیح یا بازگویی جزئیات، فضایی امن و قابل اعتماد برای او فراهم شود. گوشدادن همدلانه، باور کردن تجربه فرد و پرهیز از قضاوت یا مقایسه با دیگران، نقش مهمی در احساس امنیت او دارد. حمایت باید متناسب با سرعت و آمادگی خود فرد باشد، نه بر اساس عجله اطرافیان.

نحوه رفتار با فرد ترومازده در ترومای جمعی:
در تروماهای جمعی، نحوه رفتار با فرد ترومازده باید اینگونه باشد که حس تعلق و تنها نبودن در او تجلی کند؛ این نوع رفتار در کاهش آسیب روانی بسیار کارکرد دارد. همدلی اجتماعی، همصدایی با احساسات مشترک و پرهیز از عادیسازی زودهنگام رنج، به فرد کمک میکند تجربهاش دیده شود. ایجاد فضاهای گفتوگوی امن و حمایت جمعی بدون تحمیل، میتواند روند ترمیم را تسهیل کند. در این شرایط، حضور پایدار جامعه و نهادهای حمایتی اهمیت زیادی دارد.
سخن پایانی: حمایت واقعی از فرد ترومازده
در نهایت، نحوه رفتار با فرد ترومازده بهگونهای باید باشد که احساس امنیت، احترام و اختیار فرد حفظ شود. هر چیزی که حس شنیده شدن یا احترام به فرد را کاهش دهد، میتواند آسیبهای بیشتری وارد کند. بهترین کمک در چنین شرایطی معمولاً شامل حضور آرام و امن، گوش دادن بدون قضاوت، عدم فشار برای توضیح دادن و ایجاد حس ثبات و پیشبینیپذیری است.
اگر شدت تروما به حدی بود که نیاز به کمک تخصصی داشت، درنگ نکنید و حتماً از یک متخصص برای ارائه کمکهای تخصصی استفاده کنید. همچنین، اگر خودتان نمیتوانید کمک کافی به فرد ترومازده ارائه دهید، بهتر است که از یک درمانگر کمک بگیرید.
اگر شما یا کسی که میشناسید دچار افسردگی پس از تروما است، میتوانید از تست افسردگی آنلاین برای ارزیابی وضعیت استفاده کنید.

