آنچه در این مقاله میخوانید
گذر از یک ماموریت غیرممکن: چگونه با نوجوانم ارتباط برقرار کنم؟
نویسنده خانم صبا مولوی، روانشناس کودک و نوجوان
قسمت دوم: اواسط نوجوانی
در مطلب قبلی (+) از تفاوت نوجوانها با افراد بزرگسال صحبت کردیم و به ویژگیهای رشدی نوجوانان در اوایل نوجوانی پرداختیم. مرحلهی بعدی اواسط نوجوانی است که میتوانیم آن را حدود ۱۴ تا ۱۶ سالگی در نظر بگیریم. در این دوره احتمالاً شما دیگر پذیرفتهاید که از فرزند کوچکتان خبری نیست و حالا با نوجوانی طرف هستید که نیازها و احساسات خودش را دارد که خیلی وقتها باب میل شما نیستند.
از مسائلی که خیلی از والدین را در این دوره نگران میکند افزایش کنجکاوی و علاقهی نوجوانها در مورد مسائل جنسی و گاهی حتی تمایل به تجربهی رابطهی جنسی است. پذیرفتن این تغییر و مدیریت آن یکی از سختترین چالشهایی است که مادر و پدرها با آن روبهرو میشوند. بیشتر بزرگسالان وقتی با مسائل جنسی در نوجوانان خود روبرو میشوند، دچار تضاد و آشفتگی میشوند. بعضیها از اینکه فرزندشان دارای میل جنسی است، احساس ناراحتی میکنند. بعضیها به این مسئله بیاعتنا میمانند و با اکراه تمایل جنسی فرزندشان را میپذیرند و درعینحال مستقیماً به آن اشارهای نمیکنند و استدلالشان این است که بحث درباره این مسائل ممکن است باعث تشویق این رفتار در آنان شود. بعضیها مسئله را بهکلی انکار میکنند و گروهی هم به شدت آشفته میشوند و سعی میکنند با سختگیری زیاد روند رشد جنسی را متوقف کنند. خونسردی خودتان را از دست ندهید. فرزندتان دارد قسمتی از رشدش را طی میکند و با این که ارزشهای گروه همسالان هم در این زمینه تأثیر دارند در بیشتر مواقع رفتار نهایی بر اساس ارزشهای خانواده است. بهتر است اگر احساس نگرانی و آشفتگی میکنید با یک متخصص مشورت کنید تا راهکارهایی مخصوص به ارزشها و شرایط خودتان پیدا کنید.


یاغی گری یا خودمختاری؟
بعد از این حرفهای نگرانکننده خبر خوب این که در این دوره نوجوانان بهتدریج احساس میکنند که با گروه همسالان خود تفاوت دارند. در اوایل دوران نوجوانی، گروه همسال تقریباً شاخهای فرعی از خود نوجوان است. نوجوانان ۱۱ تا ۱۳ ساله نمیدانند آنچه احساس میکنند احساس و فکر خودشان است یا احساس و فکر دوستانشان و تلاشی که برای شبیه شدن به دوستانشان میکنند ممکن است شما را نگران کرده باشد. در سن ۱۴ یا ۱۵ سال کمکم اعتقادات و احساسات خود و دوستانشان را از هم تشخیص میدهند و بهتدریج بر اساس اعتقادات خود عمل میکنند. البته که این اعتقادات هنوز ممکن است با اعتقادات شما متفاوت باشد ولی از یک تقلید کورکورانه از همسالان فاصله میگیرد. همسالان نوجوانتان هم دارند همین فرایند را میگذرانند، به همین دلیل احتمالاً فرزندتان از این که متفاوت است، احساس اضطراب کمتری میکند.
در این دوره تلاش نوجوانتان برای خودمختاری و خارج شدن از زیر سلطهی شما با شدت بیشتری ادامه دارد. هرچه در مقابل این تلاش واکنشهای تندتری نشان بدهید فرزندتان را بیشتر به سمت یاغیگری هدایت میکنید. یاغیگری برعکس خودمختاری حرکتی به سمت استقلال نیست بلکه نوعی از وابستگی است. یاغیگری و مخالفت نیاز به فردی دارد که این رفتار در مقابلش صورت بگیرد. شما با واکنش در برابر نوجوانتان ناآگاهانه به فرایند آشوب و واکنش دوجانبهای که زیربنای یاغیگری است دامن میزنید. کوشش شما در محدود کردن خودمختاری صرفاً نوجوانتان را به گروه همسالانش نزدیکتر میکند و همین شما را بیشتر در جهت کنترل فرزندتان ترغیب میکند و الگویی میسازد که میتواند یک چرخهی بیمار بسازد.
قرار نیست نوجوانتان را کاملاً به حال خود رها کنید ولی بهتر است از واکنش نشان دادن به هر تفاوت سلیقه و عقیدهی کوچکی که با هم دارید دست بردارید. رابطهی شما و فرزندتان اینجا نقش اساسی بازی میکند. لازم است که بعضیها جاها قاطع باشید ولی گرم و صمیمی بودن را فراموش نکنید. قاطع بودن به معنی مستبد بودن نیست. خوب است که معیارها و انتظاراتی که دارید را بهوضوح و شفاف به فرزندتان منتقل کنید. اگر محدودیتی ایجاد میکنید دلیل آن را برای فرزندتان توضیح دهید و درعینحال آمادهی مذاکره باشید. فراموش نکنید که کشمکشهای غیرضروری دوریکنید و رفتارهای غیرمنطقی این دوران را بهحساب توهین شخصی به خودتان نگذارید. اجازه دهید نوجوانتان تجربه کند و با پیامدهای طبیعی رفتارهایش روبهرو شود و فقط وقتیکه این پیامدهای طبیعی شدید یا غیرقابل بازگشت بود مداخله کنید تا از بروز پیامدهای وخیم و آسیب جدی به فرزندتان و دیگران جلوگیری کنید.

اگر در این دوره در حفظ ارتباط با فرزندتان دچار مشکل شدید یا نشانههای زیر را مشاهده کردید بهتر است که از متخصصان کمک بگیرید:
- فرزندتان در سن ۱۵ یا ۱۶ هنوز هم بسیاری از ویژگیهای نوعی نوجوانان جوانتر را از خود نشان میدهد (۱۱-۱۳).
- به نظر میرسد که مدام به مسائل جنسی فکر میکند و بهطور غیرعادی در مورد این مسائل دچار اضطراب میشود (هرگاه مسائل جنسی مطرح میشود مضطرب میشود؛ هرچند ادعا میکند که علاقهای به اینگونه مسائل ندارد).
- به نظر میرسد وقتیکه کار اشتباهی میکند یا کسی را میرنجاند، احساس گناه نمیکند.
- فعالیتهای محدودی دارد.
- دوستی ندارد و علاقهای به مصاحبت با همسالانش ندارد.
- فقط با همسالان معاشرت دارد و از همراهی با بزرگسالان بهطور کامل اجتناب میکند؛ حتی کسانی که نشان دادهاند به او علاقه دارند.


2 دیدگاه ارسال دیدگاه جدید
ممنونم کلی استفاده کردم اما باید گفت راه بسیار سختیه 😄واقعا نوجوون اخلاقش مثل هوای بهاره یه روز شاده و یه روز عبوس😃و بدتر از همه اینکه بچه های این دوره رو هیچچیز جز موبایل و دوستاشون(اونم بیشتر مجازی)خوشحالشون نمیکنه
شهره عزیز از به اشتراک گذاری دیدگاه ارزشمندتون بسیار سپاسگزاریم