نویسنده: دکتر محمد غضنفری – طرحواره درمانگر
شاید یکی از دقدقه های امروزه جوانان ما ازدواج باشد و این دقدقه با این سوال که ازدواج سنتی یا مدرن کدام روش مناسب هست چند برابر شده، ما سعی کردیم با یک نگاه کلی جواب این سوال را به شما بدهیم.
یکی از اتفاقات خوبی که به عنوان فرهنگ در کشور عزیزمان ایران در حال اتفاق افتادن است گرفتن مشاوره پیش از ازدواج میباشد؛ و از آن طرف مشاوره طلاق.
خیلی از افرادی که برای گرفتن مشاوره پیش از ازدواج مراجعه میکنند اساساً درک درستی از خواستهها و ملاکهای انتخاب خودشان ندارند. اگر بخواهم برایتان مثالی بزنم باید به موردی که چند سال پیش برای مشاوره ازدواج به من ارجاع شده بود اشاره کنم. از آقا پرسیدم که ملاکهای شما برای ازدواج چیست.
حدسمی زنید چه پاسخی دادند؟ ایشان فرمودند: «می خواهم که همسرم صادق باشد، مهربان باشد و در کنار من سختیهای زندگی را تحمل کند». شاید این ملاکها ملاکهای خیلی از شما نیز باشد و چه ملاکهای خوبی. اما دوست عزیز من آیا اینها اصلاً ملاک است؟ به نحوی دارید به این ملاکها اشاره می کنید که انگار دیگران می خواهند همسرشان دروغگو، نامهربان و غر غرو باشد! وقتی از ملاکهای ازدواج صحبت میکنیم یعنی چیزهایی که برای شخص شخیص شما مهم است و نه مسائلی که برای همه افراد جامعه ارزش و اهمیت دارد. تو بگو ملاکهای شخصی. پس این نکته اول.
الغرض که قصدم از نوشتن این مقاله یک آسیبشناسی جدی پیرامون ازدواجهایی است که در مملکت در حال اتفاق افتادن است و آنچه را که همیشه مایه افتخار سیاستمداران بوده، یعنی کم بودن آمار طلاق به نسبت کشورهای غربی، دارد خراب میکند. چرا به یک باره این قدر آمار طلاق و اختلافات زناشویی در کشور افزایش پیدا کرده است؟
چرا زوجهایی که با عشق وارد زندگی مشترک میشوند پس از چندی میفهمند که به درد هم نمیخورند؟ به زعم من دلیل این ماجرا در ایران سنتی و مدرن نهفته است. کشوری که در حال گذر از سنت به مدرنیته است و دارد در این میان هزینههای زیادی میدهد. یکی از این هزینهها را تو بخوان افزایش آمار طلاق.


بله طلاق در کشور در حال افزایش است و یکی از دلایل این پدیده اساساً در گذر سنت به مدرنیته نهفته است. احتمالاً این سوال در ذهنتان ایجاد میشود که این موضوع چه ربطی به ازدواج پیدا میکند.
پس صبر کنید و با من همراه شوید. آیا تا به حال به زوجهای غربی برخورد کردهاید که تفاوت فاحش مادی و معنوی با یکدیگر دارند؟ برای مثال در کشورهای پیشرفته مدرن یک شاگرد مکانیک ممکن است با یک پزشک به راحتی ازدواج کند؟! آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید که چرا این اتفاق به همین راحتی میافتد؟ فکر میکنم الان پیش خودتان فکر میکنید پس برای همین هم هست که آمار طلاق این قدر بالا است.
شاید همینطور است اما تفسیر شما اشتباه است اگر فکر میکنید دلیلش مکانیک و پزشک بودن است. خیر. دلیلش را تو بخوان معیارها و ملاکهای ازدواج سنتی و مدرن
بگذارید وارد بخش اصلی صحبتم شوم. آنچه تا قبل از حرکت کشور به سمت مدرن شدن و اساساً به وجود آمدن اینترنت و اینستاگرام در ایران رواج داشته ملاکهای سنتی ازدواج است. این ملاکها برای زنها وضعیت مادی خوب مرد، شغل و موقعیت اجتماعی خوب و برای آقایان ظاهر زیبا و خانوادهای با اصالت بوده است. به طبع این ملاکها انتظارات خاصی هم ایجاد میشود. برای مثال در این نوع از ملاکها پدیده ای به نام عشق از اعتبار و اهمیت کمتری برخوردار است.
اساساً در برخی از ازدواجهای سنتی حتی میبینیم که مادر آقا برای پسرش همسر انتخاب میکند و زوج قبل از ازدواج حتی یکدیگر را نمیبینند. چرا که نهاد خانواده تنها از لحاظ اقتصادی و اجتماعی اهمیت داشته است. در این نوع ازدواج اختیار کردن همسر دوم و چندم هم گاهی مجاز شمرده میشده چرا که عشق جایگاه چندانی نداشته و آن چیزی که احتمالاً تا کنون موفق شده آمار طلاق را در کشور پایین نگاه دارد همان حکایت کلیشهای همیشگی است که “عروس با لباس سفید وارد خانه شوهر میشود و با لباس سفید نیز خارج میشود”. در ازدواج سنتی طلاق امری فاجعه بار تلقی میشده. تو بخوان امری محال.
در ازدواج مدرن اما قضیه متفاوت است. مهمترین رکن در ازدواج مدرن مفهومی به نام عشق است و خوب عناصر همراه این پدیده که به تعبیر روانکاو مشهور “اریک فروم” در کتاب «هنر عشق ورزیدن» شناخت، احترام و درک متقابل است. بله در ازدواج مدرن نه خانه و ماشین مهم است و نه پزشک و مکانیک بودن. آنچه اهمیت پیدا میکند این است که فضای فکری دو نفر چیست؟ چه قدر یکدیگر را میتوانند بشناسند و باهم ارتباط برقرار کنند. چه قدر میتوانند به تفاوتهای هم احترام بگذارند و تو بگو چقدر میتوانند عاشق و معشوق باشند.
حال باز سوال میپرسید که خوب اینها چه ارتباطی به وضعیت و آسیب ازدواج در کشور ما پیدا میکند؟ تجربه حرفهای و کلینیکی به من نشان داده است که پدیده جالبی در حال اتفاق افتادن بین زوجهای ایرانی است. زوجهایی که هیچ شناختی از عشق ندارند و آواز دهل از دور شنیدهاند. زوجهایی که ملاکهای سنتی دارند اما انتظارات مدرن. بله آسیبشناسی من از ازدواجهای آسیب زا در کشور در همین یک جمله خلاصه میشود. تو تکرارش کن: «ملاک های سنتی اما انتظارات مدرن».
زوجهایی که به هنگام انتخاب همسر ملاکشان وضعیت مادی طرف مقابلشان است. زوجهایی که در انتخاب همسر ملاکشان فقط زیبایی و سطح اجتماعی طرف مقابلشان است و از طرف دیگر به فکر تجربه عشق و زندگی مردن هستند و اتفاقی که میافتد نه تنها عشق تولید نمیکند بلکه نتیجه فاجعه بار و مخرب خواهد شد. نتیجه چنین ازدواجی ساعتها انتظار و کش و قوس در پشت در دادگاههای خانواده برای طلاق است. تو بگو «نابود شدن یک رویا و زندگی».


ازدواج سنتی یا مدرن؟
خوب است که این سوال را از من بپرسید که کدام بهتر است. ازدواج سنتی یا مدرن؟ در جواب باید به شما بگویم هیچ کدام! مسئله اصلاً خوب یا بد بودن ازدواج سنتی و مدرن نیست.
مسئلهای که اهمیت دارد همخوان بودن معیارها و انتظارات شما است. مسئلهای که اهمیت دارد این است که اگر معیارهای شما معیارهای سنتی است نباید انتظارات مدرن داشته باشید و اگر انتظارات مدرن دارید نباید ملاکهای سنتی داشته باشید. آنچه در حال اتفاق افتادن است و به کرات دیده میشود زوجهایی هستند که به هیچ وجه انتظارات و ملاکهایشان با هم همخوانی ندارد.
تو بگو شناختی از ملاکهای سنتی و مدرن ندارند. لازم به ذکر است که در ازدواج مدرن طلاق امری فاجعه برانگیز برداشت نمی شود و آدمها به هنگامی که شعله عشقشان ته میکشد از یکدیگر جدا میشوند. تو بگو طلاق میگیرند.
همچنان که برای کشور خودمان نسخهای پیچیدیم لازم به ذکر است که برای طلاق در کشورهای غربی که تو باید بخوانی ایران آینده هم باید نسخهای پیچید. در مقالهای جداگانه حتماً به این موضوع خواهم پرداخت اما کوتاه تو بخوان که برای پایدار ماندن عشق در زندگی زوجها باید تلاش کنند. به خودی خود عشق ابتدای رابطه پس از چندی تب و تاب خودش را از دست میدهد و این تلاشهای زوج است که میتواند دم گرمی در آن بدمد. اگر سوال میپرسی چگونه تو صبر کن تا در مقالهای دیگر.
لطفا نظرات و تجربیات خود را در ارتباط با موضوع با ازدواج سنتی یا مدرن برای ما بنویسید و در صورت نیاز به مشاوره آنلاین قبل از ازدواج می توانید از طریق لینک زیر با مشاوران ما در ارتباط باشید.
ارتباط با مشاوران نوجان کلینیک

