این سؤال بیش از آنکه یک کنجکاوی سیاسی باشد، به مسئلهای اساسیتر برمیگردد: امنیت درمانی؛ به عبارتی، یافتن پاسخی برای اینکه:«آیا این اتاق امن است؟».
موضوع نگرش سیاسی درمانگر در جلسه رواندرمانی مستقیماً با این پرسش گره خورده است که آیا درمانجو میتواند بدون ترس از قضاوت شدن، برچسبخوردن یا پیامدهای بیرونی، تجربههایش را بیان کند یا نمیتواند. از سوی دیگر، درمانگر هم انسانی واقعی است با باورها و واکنشهایی که در دورههای پرتنش اجتماعی ممکن است فعالتر شوند.
در سالهای اخیر و بهویژه پس از رویدادهای سیاسی پرتنش مانند انتخابات 2016 آمریکا و روی کار آمدن ترامپ، بخشی از جامعه درمانگری (بهویژه درمانگران با گرایشهای اجتماعی و چپ) با موجی از خشم، ترس، شرم، یا احساس تهدید روبهرو شدند و همزمان بسیاری از مراجعان با تجربههای سیاسی شدید هم وارد درمان شدند. بنابراین، این سؤال به صورت عملی پررنگتر شده است: وقتی سیاست وارد اتاق درمان میشود، درمانگر چه باید بکند؟ یک پاسخ حرفهای، نه «همیشه گفتن» است و نه «هرگز نگفتن»، بلکه وابسته به این است که افشای موضع یا سکوت درمانگر چه اثری بر فرایند درمان میگذارد و چگونه میتوان بدون موضعگیری سیاسی، احساس امنیت، احترام و بیقضاوتی را برای درمانجو حفظ کرد.
در این مقاله، پس از روشن کردن یک اصل عملی مهم، دلایل «اغلب نباید گفتن» و «گاهی میتواند گفتن» را کنار هم میگذاریم، سپس به وضعیتهای پرریسک در کشورهایی با سرکوب سیاسی بالا میرسیم و در پایان یک چارچوب تصمیمگیری ساده پیشنهاد میدهیم.

اتاق درمان در زمانه قطببندی سیاسی: معیارهای گفتن و نگفتن
۱) اصل پایه: هدف درمان است، نه تغییر سیاسی
درمانجو معمولاً به درمان نمیآید تا از درمانگر «روش درست زندگی» یا «مانیفست سیاسی» بگیرد. هدف درمان بسته به رویکرد میتواند کاهش رنج، افزایش بینش، بهبود رابطهها، تنظیم هیجان، افزایش آزادی در انتخاب، یا تقویت ظرفیت تحمل ابهام باشد. در هر رویکردی یک معیار ساده وجود دارد:
هر چیزی که در اتاق درمان گفته میشود، باید توجیه درمانی داشته باشد.
این اصل به زبان ساده یعنی اگر درمانگر چیزی را میگوید، باید بتواند توضیح دهد که این حرف دقیقاً چگونه به درمانجو کمک میکند. مفهوم «خنثی بودن» در روانکاوی کلاسیک هم در همین جهت تعریف میشود؛ یعنی تا حد ممکن، زندگی و علایق شخصی درمانگر به مرکز صحنه نیاید تا فضای ذهنی درمانجو و الگوهای رابطهای او بهتر دیده شود. در سنتهای معاصرتر، خنثی بودن بیشتر به شکل یک کار مداوم فهمیده میشود؛ به عبارتی، تلاش همیشگی درمانگر در کشمکشهای درونی درمانجو این است که طرف یکی از قطبها را نگیرد و میدان را به کار روانی درمانجو بدهد.
پس سؤال واقعی این میشود که: آیا افشای نگرش سیاسی درمانگر در جلسه رواندرمانی به کار درمان کمک میکند یا آن را منحرف میکند؟
۲) چرا اغلب «نباید» پیشدستانه گفت؟
الف) خطر جابهجایی مرکز درمان؛ زمانی که درمانگر در مرکز صحنه میایستد
وقتی درمانگر موضع سیاسی خود را آشکار میکند، ممکن است اتاق درمان ناخواسته به سمت تأیید گرفتن، مخالفت کردن یا احتیاط برای جلوگیری از رنجاندن درمانگر حرکت کند. در چنین شرایطی، درمانجو به جای تمرکز بر تجربههای خود، ممکن است وارد مدیریت رابطه شود. به عبارت دیگر، به جای اینکه بگوید «واقعاً چه چیزی در من میگذرد»، بیشتر میپرسد «چطور حرف بزنم که درمانگر ناراحت نشود؟» و دقیقاً در این نقطه است که روند درمان از مسیر اصلی خود منحرف میشود.
ادبیات خودافشایی درمانگر نیز در همین نقطه حساس است. خودافشایی وقتی مفید است که هدفمند، محدود، و در خدمت درمانجو باشد. به بیانی دیگر، وقتی مضر میشود که نیازهای درمانگر را جلو ببرد یا رابطه درمانی را پیچیده کند.
ب) تحمیل ارزشها، خط قرمز حرفهای است
کدهای اخلاق حرفهای صریحا عنوان میکنند که درمانگر باید مراقب باشد ارزشها و باورهای خویش را به درمانجو تحمیل نکند. از آنجا که سیاست با ارزشها گره خورده است، میتواند یکی از سریعترین راههای لغزش به سمت تحمیل باشد؛ حتی وقتی نیت درمانگر خیر است. همچنین گاهی درمانگر فکر میکند که در حال «آگاهسازی» است، اما درمانجو آن را به شکل «قضاوت» یا «فشار» تجربه میکند.


پ) نفوذ سیاست حتی بدون قصد درمانگر: چرا پیشدستی خطرناک است؟
پژوهشهای دوره ترامپ، مانند اسلوونو و باربر (2018)، نشان داد بسیاری از درمانجوها ( در این مقاله 64 درصد از یک حزب و 38 درصد از حزب دیگر) حدس میزنند درمانگرشان از نظر سیاسی شبیه آنهاست، و بسیاری از درمانگرها هم به شکل صریح یا ضمنی نشانههایی منتقل میکنند. نتیجه مهم این است که سکوت درمانگر همیشه به معنای خنثی دریافت نمیشود. پس اگر پیشدستانه نگرش سیاسی درمانگر در جلسه رواندرمانی بیان شود، این نفوذ سیاست معمولاً بیشتر و جهتدارتر میشود.
ت) خطر شکستن احساس امنیت برای درمانجوی ناهمسو
اگر درمانجو بفهمد درمانگر در قطب مخالف اوست، ممکن است احساس کند دیده نمیشود، یا قضاوت میشود، یا باید از بخشی از خودش دفاع کند. این موضوع برای بعضی مراجعان آنقدر سنگین است که باعث میشود درمان را قطع کنند یا فقط بخشهایی از خودشان را به جلسه بیاورند. در درمان، «نصفهحضور داشتن» یعنی درمان کندتر و سختتر پیش میرود.
۳)پس چرا بعضی وقتها «میتواند» یا «باید» مطرح شود؟
در عمل، مطلقگویی جواب نمیدهد. هم تجربه بالینی و هم پژوهش نشان میدهد به این علت که سیاست بخشی از زندگی واقعی، امنیت، مهاجرت، تبعیض، هویت، سوگ و امید آدمهاست، گاهی پرداختن به آن در اتاق درمان اجتنابناپذیر است. بعضی سنتهای روانکاوی رابطهای و یونگی هم تأکید میکنند که روان آدمها در خلأ شکل نمیگیرد و جهان اجتماعی و سیاسی بخشی از روان است.
اما یک تفکیک خیلی مهم اینجاست:
پرداختن به سیاست لزوماً یعنی افشای رأی و موضع درمانگر؟ نه.
الف) صحبت درباره سیاست درمانجو، بدون افشای سیاست درمانگر
درمانگر میتواند کاملاً درمانی با تجربه هیجانی درمانجو در ارتباط با سیاست کار کند. به طور مثال، ترس، خشم، امید، شرم، احساس بیپناهی، یا حس خیانت، معمولاً نیاز به موضعگیری درمانگر ندارد. بر همین اساس، درمانگر میتواند کمک کند درمانجو بفهمد این سیاست و خبرها دقیقاً کجای روان او را لمس میکند، چه خاطرهای را فعال میسازد، چه رابطهای را بازسازی میکند، و چه انتخابهایی را محدود میکند.


ب) پاسخ به سؤال مستقیم درمانجو
گاهی درمانجو مستقیم میپرسد: «شما در این مورد چی فکر میکنید؟» یا «شما طرف کدام سمتید؟»
در رویکردهای روانپویشی، جواب عجولانه ممکن است فرصت فهمیدن نیاز پشت سؤال را از بین ببرد. خیلی وقتها معنای سؤال این است: «میتوانم به تو اعتماد کنم؟»، «آیا مرا قضاوت میکنی؟»، «اگر مخالف تو باشم، مرا پس میزنی؟» پس پیشنهاد رایج این است که درمانگر در ابتدا با کنجکاوی درمانی وارد شود، نه اینکه فوراً نگرش سیاسی خود را در جلسه روان درمانی بیان کند. مثلاً بپرسد: «برای شما دانستن این موضوع چه اهمیتی دارد؟» یا «اگر پاسخ من با دیدگاه شما فرق داشته باشد، چه احساسی پیدا میکنید؟»
با این حال، اگر بعد از روشن شدن نیاز، درمانجو هنوز اصرار بر دانستن داشته باشد، گاهی یک پاسخ بسیار محدود و مسئولانه میتواند از یک سکوت سرد یا مبهم بهتر باشد. نکته کلیدی این است که درمانگر باید بداند هر پاسخ، هزینه و فایده دارد و مهمترین معیار، حفظ امنیت درمانی و تمرکز بر درمانجو است.
پ) همسو شدن با دغدغۀ امنیتی درمانجو به معنای گفتن موضع سیاسی نیست
این نکته مخصوصاً در شرایط پرخطر مهم است. گاهی مراجع درباره امنیت و پیامدهای بیرونی نگران است و نیاز دارد احساس کند درمانگر این نگرانی را جدی میگیرد. درمانگر میتواند بدون اینکه نگرش سیاسی خودش را در اتاق درمان بیان کند، به شکل روشن با این دغدغه همراه شود؛ یعنی میتواند بگوید «میفهمم چرا این نگرانی را دارید» و سپس وارد بخش حرفهای شود، یعنی محرمانگی، محدودیتهای آن، نحوه ثبت اطلاعات، مرزهای ارتباطی، و اینکه چه چیزهایی در چه شرایطی ممکن است استثنا داشته باشد را توضیح دهد. در واقع، همراهی درمانگر با نگرانی مراجع میتواند «همراهی با نیاز به امنیت» باشد، نه «همراهی سیاسی».
۴) مرز میان تجربه انسانی و مسئولیت حرفهای؛ اتاق درمان جایی برای تخلیه هیجان درمانگر نیست
در دورههای پرالتهاب، درمانگر هم ممکن است غم، خشم، درماندگی، یا امید شدید را تجربه کند. انسانی بودن درمانگر ایراد نیست. اما اگر درمانگر نتواند هیجان خودش را تنظیم کند، احتمال دارد ناخواسته اتاق درمان را به جایی برای تخلیه، خطابه، یا داوری تبدیل کند.
اینجا مفهوم انتقال متقابل، واکنشهای هیجانی درمانگر به درمانجو و به زمینه اجتماعی، مهم میشود. مییرز و هاییز (2006)، در مطالعهای بیان کردند که پیامد خودافشایی میتواند بر خوددرکی درمانگر و تصویر حرفهای او اثر بگذارد، بنابراین مهارت حرفهای یعنی درمانگر این واکنشها را بشناسد، مدیریت کند، و اگر لازم شد در سوپرویژن یا درمان شخصی خودش بر روی آنها کار کند؛ نه اینکه آنها را در اتاق درمان و در روند درمان درمانجو تخلیه کند.
فضای بعد از روی کار آمدن ترامپ، یک نمونه کلاسیک است: درمانگری که از دیدگاههای ترامپ خشمگین است، باید بتواند این خشم را بیرون از اتاق درمان تنظیم کند و در اتاق درمان مراقب باشد که درمانجو را به خاطر شباهت یا تفاوت سیاسی، پاداش یا تنبیه عاطفی ندهد. درمانگر ممکن است در بیرون از جلسات یک شهروند فعال باشد، اما در اتاق درمان نقش حرفهای دیگری دارد: نگه داشتن چارچوب امن برای مراجع.


خط قرمز عصر شبکههای اجتماعی
امروز مسئله فقط جلسه درمان نیست. درمانگر ممکن است در شبکههای اجتماعی با نام و عنوان حرفهای مواضعی بگیرد که درمانجوها ببینند و احساس امنیتشان آسیب ببیند. راهنماهای رسمی به این ریسک اشاره میکنند: فعالیت آنلاین میتواند مرزهای حرفهای را محو کند و بر رابطه درمانی اثر بگذارد. درمانگر میتواند کنش اجتماعی داشته باشد، اما لازم است دقیق فکر کند که این کنش با هویت حرفهایاش چه میکند و برای درمانجوهای متنوعش چه پیامدی دارد. مخصوصاً اگر درمانگری علناً گروهی از مردم را با برچسبهای اخلاقی تحقیر کند، درمانجویانی که خودشان را نزدیک به آن گروه میبینند ممکن است دیگر نتوانند در اتاق درمان احساس امنیت کنند.
۵) کشورهای با سرکوب سیاسی بالا: مسئله فقط حساسیت نیست، مسئله خطر است
در برخی کشورها، گفتن یک جمله سیاسی میتواند پیامد قضایی، امنیتی، شغلی، یا خانوادگی داشته باشد. در چنین فضاهایی، سؤال درمانجو از درمانگر («شما وصلید یا نیستید؟») فقط کنجکاوی نیست، گاهی یک ارزیابی امنیتی است. مراجع ممکن است ارزشها و باورهایی مغایر با نظام حاکم داشته باشد، یا تجربههایی مثل تهدید، بازداشت، پروندهسازی، یا فشار اجتماعی را از سر گذرانده باشد. طبیعی است که در چنین شرایطی یک پیشفرض مهم در ذهن مراجع فعال باشد: «اگر حرف بزنم، آیا امن هست؟ آیا اینجا ممکن است تهدیدآمیز شود؟»
در بسیاری از کشورهای آزاد، اختلاف نظر با نظام سیاسی الزاماً تبعات حقوقی و امنیتی جدی ندارد. آدمها میتوانند نقد کنند، منتشر کنند و اعتراض کنند، بدون اینکه لزوماً با پیامدهای قضایی روبهرو شوند. اما در نظامهای بسته، محافظتکاری روانی و نگرانی از افشا شدن، یک واکنش منطقی است. اینجاست که یک نکته کلیدی برای درمانگر مطرح میشود:
گاهی قبل از هر کار روانی عمیق، باید یک سؤال ساده جواب داده شود: «این اتاق چقدر امن است؟»
در این شرایط، همچنان قرار نیست به طور پیشفرض نگرش سیاسی درمانگر در جلسه رواندرمانی بیان شود. اما لازم است که درمانگر امنیت ذهنی مراجع را فعالانه مدیریت کند، چون این امنیت بخشی از خود درمان است. این مدیریت معمولاً با چند اقدام روشن و حرفهای انجام میشود:
- شفافسازی محرمانگی و محدودیتهای آن
مراجع باید بداند چه چیزهایی محرمانه است و چه استثناهایی وجود دارد. همین شفافیت، بخشی از ایجاد امنیت است. - کاهش ریسک دیجیتال و ارتباطی
در درمان آنلاین یا ارتباطهای پیامکی، کانالها، پیامها، و دادهها میتوانند ریسک ایجاد کنند. بنابراین توضیح درباره پلتفرم، شیوه تماس، ذخیره اطلاعات، و مرزهای ارتباطی، یک وظیفه حرفهای است. - تمرکز روی تجربه هیجانی، نه تبلیغ یا ضدتبلیغ
درمانگر میتواند با مراجع روی ترس، دوپارگی، احساس خیانت، خشم، و سوگ بدون اینکه وارد قطببندی سیاسی شود، کار کند. - همراهی با دغدغه امنیتی بدون گفتن موضع سیاسی
درمانگر میتواند نشان دهد نگرانی مراجع را میفهمد و آن را معتبر میداند. این همدلی به معنی اعلام موضع سیاسی نیست، بلکه به معنی احترام به واقعیت بیرونی و نیاز مراجع به امنیت است.


۶) جمعبندی عملی: یک چارچوب تصمیمگیری ساده
به جای «همیشه بگو» یا «هرگز نگو»، میشود چهار سؤال کاربردی گذاشت. اگر پاسخ حتی یکی از این سؤالها منفی باشد، احتمالاً گفتن موضع سیاسی مطابق با اصول درمانی نیست:
۱) ضرورت درمانی دارد؟
آیا دانستن موضع من واقعاً به هدف درمان کمک میکند یا فقط کنجکاوی یا فشار رابطهای است؟
۲) خطر آسیب به اتحاد درمانی برای درمانجوی ناهمسو چقدر است؟
اگر درمانجو همنظر من نباشد، این افشا چقدر ممکن است به احساس امنیتش آسیب بزند؟
۳) آیا میتوانم نیاز پشت سؤال را بدون افشای موضع پاسخ بدهم؟
یعنی امنیت، احترام و عدم قضاوت را نشان بدهم بدون اینکه وارد قطببندی شوم؟
۴) آیا تنظیم هیجان و چارچوب حرفهایام محکم است؟
اگر درونم آشوب است یا خشم و نفرت فعال است، احتمال لغزش به سمت تخلیه هیجان یا تحمیل ارزشها بالا میرود.
و یک اصل طلایی برای عصر شبکههای اجتماعی:
اگر چیزی را در فضای عمومی با عنوان حرفهای میگویم که ممکن است درمانجو را ناامن کند، باید بپرسم: این کار دقیقاً چه منفعت درمانیای دارد که ارزش این ریسک را داشته باشد؟
از کنجکاوی سیاسی تا امنیت درمانی؛ جمعبندی یک دوراهی اخلاقی در اتاق درمان
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که درمانگر «باید» نگرش سیاسیاش را بگوید یا «هرگز» نگوید، بلکه این است که هر کلام او چه نسبتی با هدف درمان دارد. افشای موضع سیاسی زمانی خطرناک میشود که مرکز ثقل جلسه را از تجربه درمانجو به نیازها، ارزشها یا هیجانهای درمانگر جابهجا کند و احساس امنیت، بیقضاوتی و آزادیِ گفتوگو را مخدوش سازد. در عین حال، سیاست بخش جداییناپذیر زندگی، هویت و رنج بسیاری از درمانجویان است و نادیده گرفتن آن میتواند به نوعی انکار واقعیت بیرونی و درونی آنان تبدیل شود. هنر حرفهای درمانگر در این است که بتواند با ترس، خشم، شرم، امید و دغدغههای امنیتی مراجع کار کند، بدون آنکه اتاق درمان را به میدان قطببندی و جانبداری سیاسی بدل کند. در بافتهای پرخطر و سرکوبگر، مدیریت فعالِ امنیت روانی و توضیح شفافِ مرزهای محرمانگی، خود بخشی از مداخله درمانی است. شاید مهمترین راهنما این باشد: اگر افشای نگرش سیاسی درمانگر به وضوح خدمتی به رنج درمانجو و اهداف درمانی نمیکند، سکوتِ متفکرانه و همدلانه، انتخاب مسئولانهتری است.
منابع
منابع علمی (ژورنالی و پژوهشی)
Cooper, S. H. (2022). The Activity of Neutrality. The Psychoanalytic Quarterly.
Farrar, N. (2023). Where “culture wars” and therapy meet: Exploring the… Counselling and Psychotherapy Research.
Greenberg, J. R. (1986). The Problem of Analytic Neutrality. Contemporary Psychoanalysis, 22, 76–86.
Kernberg, O. F. (2016). The four basic components of psychoanalytic technique and derived psychoanalytic psychotherapies. International Journal of Psychoanalysis.
Knox, S., & Hill, C. E. (2003). Therapist self-disclosure: Research-based suggestions for practitioners. Journal of Clinical Psychology, 59, 529–539.
Meissner, W. W. (2002). The problem of self-disclosure in psychoanalysis. Journal of the American Psychoanalytic Association.
Redding, R. E. (2012). Sociopolitical Values: The Neglected Factor in Culturally Competent Psychotherapy.
Samuels, A. (1993). The Political Psyche. Routledge.
Shill, M. A. (2004). Analytic Neutrality, Anonymity, Abstinence, and Elective Self-Disclosure. Journal of the American Psychoanalytic Association, 52(1), 151–187.
Solomonov, N., & Barber, J. P. (2018). Patients’ perspectives on political self-disclosure, the therapeutic alliance, and the infiltration of politics into the therapy room in the Trump era. Journal of Clinical Psychology, 74(5), 779–787.
Solomonov, N., & Barber, J. P. (2019). Conducting psychotherapy in the Trump era: Therapists’ perspectives on political self-disclosure, the therapeutic alliance, and politics in the therapy room. Journal of Clinical Psychology, 75(9), 1508–1518.
کدها و راهنماهای حرفهای
American Counseling Association (ACA). (2014). ACA Code of Ethics.
American Psychological Association (APA). (2017). Ethical Principles of Psychologists and Code of Conduct.
American Psychological Association (APA). (2021). Guidelines for the Optimal Use of Social Media in Professional Psychological Practice.
Canadian Psychological Association (CPA). (2017). Canadian Code of Ethics for Psychologists (4th ed.).
Canadian Psychological Association (CPA). (2023). Telepsychology Guidelines.
College of Alberta Psychologists. (2019). Practice Guideline: Professional Communications (including Representing Self and the Profession), and social media.
Canadian Counselling and Psychotherapy Association (CCPA). (2019). Guidelines for Uses of Technology in Counselling and Psychotherapy.

